سادهلوحانهاى زير سؤال مىرود .
دهها و صدها مدرك دينى و تاريخى ، كه كمترين گمانى در صحّت آنها راه ندارد ، بر اين نكته تأكيد مىكنند كه اطرافيان پيامبر صلى الله عليه و آله جز بشر نبودهاند . برخى از آنان صالح و درست كردار و بسيارى از آنها از منافقان و فاسقان بودهاند . درميان آنان كسانى يافت مىشدند كه على عليه السلام دربارهء آنان چنين مىفرمايد :
« آنان در حالى كه همه شب را با سجده و قيام مىگزراندند ، ژوليده موى و غبار آلوده خود را به روشنائى صبح مىرساندند . . گونه و پيشانى را به نوبت بر خاك مىنهادند و ياد معاد چونان گدازهء آتشفشانى از جاى مىكندشان و به پا مىجستند » « 1 »
و كسانى ديگرى نيز بودند كه به قدرت عشق مىورزيدند و از كُشته پُشته مىساختند تا بالاخره به مقصود خود دست يابند . بدون آنكه دين يا وجدانشان آنان را از اين كار باز دارد . درميان آنان كسانى بودند كه بسيار دروغ مىگفتند تا آنجا كه پيامبر صلى الله عليه و آله خود از وجود چنين افرادى بيمناك بود و به مسلمانان مىفرمود :
« پس از من ياوه گوييها فراوان شود . پس هركس بر من دروغ بندد جايگاهش در آتش دوزخ خواهد بود » .
درميان آنان كسانى بودند كه خداوند دربارهء ايشان مىفرمايد :
( وَمَا مُحمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 97 .