و ريشهدار دوران جاهليّت بود و پس از فتح مكّه به اسلام گرويده بود و اينك به مثابه شمشيرى آخته در دست حكومت عمل مىكرد ، به سوى او روانه نمود . اين فرمانده خالد بن وليد نام داشت . او مالك را كشت و به عرض و ناموس وى تجاوز كرد تا ديگر قبايل هم كه در انديشهء شورش بر حكومت تازه بودند ، از سرنوشت وى عبرت آموزند .
اين كشمكشها تا آنجا ادامه يافت كه در زمان خلافت امامعلى عليه السلام منجر به بروز جنگهاى خونين داخلى شد . درحقيقت اگر اين پيش زمينهها وجود نداشت ، هرگز آن درگيريها صورت خونريزى و كشتار به خود نمىگرفت .
آنچه پژوهشگران از طريق دهها مدرك تاريخ استنباط مىكنند آن است كه امام على عليه السلام هرگز تمايلى به تغيير درگيريها به رقابتى سياسى براى رسيدن به قدرت نداشته و راضى به گسترش دادن آنها به صورت جنگهاى خونين نبوده است . آنحضرت حتّى خود را از صحنه سياست كنار نكشيد . بلكه برعكس درتمام امور با خلفا همكارى مىكرد . امور آنان را انجام مىداد و گره مشكلاتشان را مىگشود .
از سوى ديگر خلفا خود به برترى امام على عليه السلام اعتراف داشتند و نصايح و داوريهاى آنحضرت را به كار مىبستند و در مناسبتهاى مختلف وى را مىستودند .
سخن خليفه اوّل مشهور است كه مىگفت : « مرا وانهيد كه من بهترين شما نيستم درجايى كه على درميان شماست » . و اين سخن را از خليفه دوّم به تواتر نقل شده است كه مىگفت : « اگر على نمىبود هرآينه عمر هلاك مىشد » گويند عمر در بيش از صد مناسبت اين جمله را بر زبان آورده بود .
هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 60
مساهمون: شريعت
ص٦٠