تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
2 - حال آنكه ما بوديم كه اين بلند مرتبگى را به تو داديم و گرنه تو خود مرتبه‌اى نداشتى و ما بوديم كه گرداگرد تو اسبان كوتاه مو و نيزه‌ها را فراهم آورديم . « 1 » بدينسان قريشى كه همواره رؤياى حكومت عرب را در سر مىپروراند هم به دين تظاهر كرد و هم جنگى عليه آن به راه انداخت و نيروى ويرانگر خويش را در اين راه كاملًا به كار گرفت و از ضعف خليفه سوّم استفاده كرد و برخى از ياران پيامبر و مناديان دعوت آن‌حضرت را فريفت و آتش طمع آنان نسبت به خلافت بر مسلمانان را شعله ور ساخت . كسانى كه جذب نيرنگ قريش شدند ، در واقع فاقد بينشى روشن در بارهء شناخت جريانات آن دوره بودند . طلحه كه توقع داشت پس از خليفه دوّم به خلافت برسد بصريان را بر ضدّ عثمان مى شورانيد و آنان را به كشتن عثمان تشويق مى كرد . او خود به بصره آمد و منادى اش بانگ زد : هر كس ، شخصى از جنگجويان را در اختيار دارد بايد او را به ما تحويل دهد . پس چون جنگجويان را به دست ايشان سپردند ، همهء آنها را از دم تيغ گذراند و جز شمار اندكى از آنان از اين حادثه جان سالم به در نبردند . « 2 » آرى اين همان طلحه است كه تا ديروز آنان را رهبرى مىكرد و امروز در جناح مقابل آنان قرار گرفته است و آنها را مىكشد ! آيا براستى اين
هامش
( 1 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 24 . ( 2 ) - همان مأخذ ، ص 31 .