اموى ، بسيار پافشارى نمود . در واقع معاويه دوست داشت تا آنحضرت مانند خلفاى گذشته وى را به عنوان والى شام همچنان در مقام خود ابقا كند تا شايد از اين راه براى تحكيم نفوذ حزب خود در حكومت ، فرصت ديگرى بيابد .
از بين بردن معاويه وحزب اموى بزرگترين مسئوليّت امام به شمار مىآمد ورسول خدا خود در بيانى به آنحضرت تأكيد كرده بود كه وى بايد در ادامهء خط رسالت ، با حذف نيروهاى جاهلى وبقاياى آن ، به تكميل هدف پيامبر همّت گمارد . روزى پيامبر به آنحضرت فرمود :
« تو بر سر تأويل و تفسير قرآن با بنىاميه خواهى جنگيد چنان كه ما بر سر تنزيل آن با ايشان پيكار كرديم » .
ياران روشن نگر رسول خدا نيز تماماً نسبت به اين وظيفهء الهى كه تحقّق آن برايشان واجب بود ، آگاهى داشتند وعلى نيز براى تحقّق اين اهداف مسئوليّت خطير خلافت بر مسلمانان را عهده دار شد . وى نهايت كوشش خويش را براى تحقّق يكى از دو امر زير به كار بست :
1 - بيرون راندن بقاياى نظام جاهلى از صحنه جامعه و اقامهء عدل اسلامى در آن .
2 - افشاى اين نيروى جاهلى ورسوا كردن آن وايجاد حركتى مكتبى به منظور نابودى اين نيرو و جلوگيرى از تحقّق كامل اهداف ومقاصد آن .
از آنجا كه شرايط براى تحقّق هدف نخست مساعد نبود ، بالطبع تمام تلاشها در جهت تحقّق هدف دوّم به كار گرفته شد . بدين ترتيب در ميان امّت پرچمدارانى مكتبى ظاهر شدند كه مبارزه با بنىاميّه را
هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: شريعت
ص١٠٥