پيامبر صلى الله عليه و آله نيز دور و بر ايشان را گرفته بود تا شايد به راه هدايت گام نهند و خود را با شرايط جديد هماهنگ سازند . يا آنكه پيامبر مىخواست شوكت وعظمت اسلام را حفظ كند وآنگاه در فرصتى مناسب ، آنان را از صحنه محو سازد . امّا اكنون موقع اين كار فرا رسيده بود . آنان نه تنها خود را در بوتهء جامعهء اسلامى ذوب نكردند بلكه همواره بر ضدّ نيروهاى مكتبى و اصيل دسيسه چينى مىكردند و در انتظار فرصتى بودند تا كار حكومت اسلامى را يكسره كنند .
به همين علّت است كه امير مؤمنان خلافت خود را با هجوم بر بنىاميّه و پس گرفتن امتيازات آنان كه به زور از عثمان گرفته بودند ، آغاز كرد .
ابن ابى الحديد به نقل از ابن عبّاس روايت كرده است كه على عليه السلام در روز دوّم از خلافتش در مدينه به ايراد خطبه پرداخت و در آنجا فرمود :
« هر زمينى كه عثمان بخشيده و هر مالى كه عطا كرده از مال اللَّه است و بايد به بيت المال باز گردانده شود . زيرا هيچ چيز حق قديم را باطل نمىكند و اگر من آنها را بيابم ، اگر چه كابين زنها شده و يا در شهرها پراكنده گشته باشد ، به بيت المال بازشان مىگردانم . زيرا در عدل وسعتى است و كسى كه حق بر او تنگ مىآيد بداند كه ستم بر او تنگتر شود » . « 1 » على عليه السلام كار گزاران خليفه سابق را كه بر ولاياتاسلامى حكومت داشتند ، از كار بر كنار كرد . همچنين بر عزل معاويه ، رهبر سياسى ونظامى حزب
هامش
( 1 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ج 2 ، ص 11 .