بنويس و آن را به ما بده . چون مرد نيازش را نوشت و امام آن را خواند ، با تواضع تمام دو برابر آنچه را كه مرد طلب كرده بود ، به وى بخشيد . برخى كه شاهد اين صحنه بودند ، عرض كردند : اى فرزند رسول خدا ! اين يادداشت چه پر بركت بود ! امام حسن به آنان فرمود : بركت اين ورقه براى ما بيشتر است ، زيرا خداوند ما را شايستهء انجام كار نيك قرار داده است . آيا نمىدانيد كه كار خير آن است كه بدون درخواست انجام شود ، امّا اگر پس از آن كه فرد نيازش را به تو باز گفت و توبدو چيزى بخشيدى در واقع بخشش تو در ازاى آبروى او بوده است و چه بسا او شب را در بسترش با بى تابى و نگرانى به صبح رسانده و در ميان بيم و اميد غوطه خورده است كه آيا فردا اندوهناك و شكست خورده بازش مىگردانند يا با خوشحالى و سرور ؟ پس او به نزد تو مىآيد در حالى كه زانوانش مىلرزد و دلش از ترس لبريز شده است . پس اگر تو حاجت وى را در ازاى آبرويش روا دارى اين براى او بسى بزرگتر از كار خيرى است كه در حقّ او انجام دادهاى .
2 - مردى نزد آنحضرت آمد و از وى كمك خواست . امام عليه السلام پنجاه هزار درهم و پانصد دينار به او بخشيد و به وى فرمود : حمّالى بياور تا اين پولها را با خود ببرد . مرد حمّالى حاضر كرد پس امام رداء خود را به حمّال بخشيد و فرمود : اين هم كرايه حمّال .
3 - اعرابى به قصد عرض حاجت نزد امام حسن آمد . آنحضرت به اطرافيان خود فرمود : آنچه در خزانه است به دو ببخشيد . چون به خزانه رفتند بيست هزار درهم در آن يافتند و پيش از آنكه آن مرد نياز خود را
هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 79
مساهمون: شريعت
ص٧٩