كسى چون حسن بن على ناتوانند .
5 - ابن عبّاس ، به منظور نشان دادن تواضع خود ، افسار شتران حسن و حسين را به دست مىگرفت . مردم نيز از مراتب خضوع ابن عبّاس نسبت به آن دو به خوبى آگاه بودند . ابن عبّاس عنان شتران آن دو را مىگرفت و همچون كسى كه براى اين كار پول مىگرفت ، شتران آنان را به جلو مىبرد ، ابن عبّاس در حقّ امام حسين نيز چنين مىكرد . روزى مدرك بن زياد وى را در اين حالت ديد . بسيار شگفت زده شد ، زيرا مىديد كه استاد مفسران تا اين حد به حسين بن على احترام مىگذارد . پس به ابن عبّاس رو كرد و با تعجّب گفت : تو از اينان پيرترى آنگاه عنان مَركَبِشان را مىگيرى ؟ ! ابن عبّاس بر وى نهيب زد و گفت : اى فرو مايه ! مگر نمىدانى كه اينان كيستند ؟ اين دو ، فرزندان رسول خدايند . آيا اينان همان كسانى نيستند كه خداوند به واسطهء آنها به من نعمت گرفتن عنان مركبشان را ارزانى داشته و در برابرشان فروتنى كنم ؟ !
6 - پيش از اين نيز گفته شد كه چون آنحضرت به عزم گزاردن حج با پاى پياده راهى مكّه مى شد ، وقتى مردم وى را مىديدند از مركبهاى خود فرود مىآمدند و در كنار آنحضرت راه مىرفتند و تا وقتى وى راه خود را از آنان جدا نمىكرد ، بر مركوبهاى خود سوار نمىشدند .
بخشنده و بزرگوار :
1 - مردى نيازمند نزد آنحضرت آمد ، امّا از حاضران خجالت مىكشيد كه نياز خود را با امام عليه السلام بازگو كند . امام به او فرمود : نيازت را بر كاغذى