زنان مؤمن است .
داستان رحلت وى نيز داستان قهرمانى و شهادت بود ، چرا كه بارزترين نمونههاى فداكارى و پايدارى را به نمايش گذاشت .
او تا زمان شهادت با هر وسيلهء ممكن از حق دفاع كرد . در اينجا ما بخشى از اين داستان غمانگيز را كه آتش سوزندهء غم و اندوه را در دلهاى مؤمنان بوجود آورد و همچنان شعلهور است ، نقل مىكنيم .
در كتاب ( العقد الفريد ج 2 ص 250 و تاريخ ابى الفداء ج 1 ص 156 و اعلام النساء ج 3 ص 1207 ) پس از ذكر رخدادهايى كه بعد از رحلت پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله روى داده ، آمده است :
« ابو بكر ، عمر را به سوى آنان ( خانهء امام على جهت گرفتن بيعت ) اعزام نمود و به او گفت : چنانچه خوددارى كردند با آنها بجنگ . . عمر با شعلهء آتشى در دست به سوى آن خانه آمد و در نظر داشت كه خانه را به آتش بكشد ، حضرت زهرا با او روبرو شد و به او فرمود كه : اى پسر خطاب ، آيا براى به آتش كشيدن خانهء ما آمدهاى ؟ عمر گفت : آرى ، مگر آنكه برآنچه كه امت بر آن جمع شدهاند - بيعت با ابوبكر - موافقت كنيد .
شهرستانى در كتاب « الملل والنحل » صفحهء 83 از « نظّام » نقل مىكند كه : « عمر ، در روز بيعت ، ضربهاى به شكم فاطمه عليها السلام زد كه بر اثر آن جنين او ( محسن ) سِقط شد . عمر فرياد مىزد : خانه را با آنكه در او هست به آتش بكشيد . در حالى كه در خانه جز على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام كسى نبود .
مشابه اين واقعه را « بلاذرى » در « انساب الاشراف » ج 1 ، صفحهء
هدايتگران راه نور ، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا (س) ( فارسى) — صفحة 87
مساهمون: شريعت
ص٨٧