است كه به رسول خدا خواهد پيوست .
دورانى كه فاطمه زهرا پس از پيامبر اكرم سپرى كرد بسيار سخت و دشوار بود . او يكّه و تنها دربرابر توفانهاى سهمناك ، ايستاد و حتّى امام على عليه السلام نخستين قهرمان اسلام نيز به خاطر موقعيّت خاصّى كه داشت نمىتوانست دركنار فاطمه در اين جهاد شركت جويد . بنابراين لازم بود كه فاطمه به تنهايى بار سنگين مبارزه را بر دوش گيرد . درحالى كه تنها بيست بهار از عمرش مىگذشت . براى آگاهى از شرايط دشوار آنحضرت براى مبارزه تنها به سخنان خود او گوش فرا دهيم . اين سخنان درحقيقت درد نامهاى است كه فاطمه عليها السلام در آن از حال خود به على عليه السلام شكوه مىكند آن هم با كلماتى كه درد و مبارزهخواهى از آنها مىتراود .
يكى از روزها هنگامى كه فاطمه از پيش ابوبكر بازگشته بود به سوى امير مؤمنان آمد و به وى گفت :
« اى پسر ابوطالب ! چه شده كه مانند جنين در پس پرده نشسته و چون متّهمان خانهنشين گشتهاى ؟ تو بودى كه شاهپرهاى بازها را درهم مىشكستى ، ولى اكنون پرهاى مرغان ضعيف به تو خيانت كردهاند . تو در گذشته گرگها را از هم مىدريدى امّا اينك خانهنشين شدهاى ؟ از روزى كه ارزش خود را بىمقدار كردى و بهرهات را مهمل گذاشتى ، اين پسر ابى قحافه است كه هديهء پدرم و مؤنه فرزندانم را به ستم از من ستانده است ، به خدا سوگند آشكارا به دشمنى با من برخاسته است ، در سخنانى كه بامن داشت او را سرسختترين دشمنان يافتم تا آنجا كه انصار ، يارى خود را از من دريغ داشتند ، و مهاجران از ما بريدند و ساير مردم چشم از ما
هدايتگران راه نور ، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا (س) ( فارسى) — صفحة 85
مساهمون: شريعت
ص٨٥