تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
فرمود : و
[ رَبِّ الْعالَمِينَ ]
مالك و خالق و روزىرسان آنها است ، - از آنجا كه ميدانند ! و از آنجا كه ؛ نميدانند ! - پس ؛ روزى ، معلوم و تقسيم شده است . فرزند آدم ، به هرروش و آئين ، كه ميخواهد ! در دنيا ، رفتار نمايد - درهرحال و موقعيّتى كه هست - روزى ، به او ميرسد . تقواى تقوىدار ، زيادش نكند ! و تبهكارى ( فاسق و ) فاجر ، بكاهش و نقصانش نيالايد ! . بين بنى آدم و روزيش پرده‌اى است كه ؛ روزى ، طالب و جوياى او است ! تا آنجا كه اگر ؛ أحدى از شما در طلب روزىاش درنگى نمايد ، روزيش در جستجوى او است ! همچنانكه ؛ مرگ‌و مير ، بجستجوى وى است ! » « 1 »
« الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
درخواست عطف و عنايت ( بيشترى ) است ! و يادى از نعم و ألطاف او است ! كه ؛ بر تمام آفريدگانش ارزانى داشته ! - به تفصيلى كه ؛ در گذشته ، بيان نموديم -
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
إقرار و إعترافى است ، برستاخيز و ( روز ) حساب و مجازات و پاداش ! . و إثبات و تحكيم سلطنت و ملك آخرت ، براى حضرت مولى سبحانه ! - همانند إثبات سلطنت و ملك دنيا - و در حديث ، چنين است : « ( خدا ) بر إقامهء [ روز جزا ] - كه همان روز حساب است - قادر و توانا است . قادر است ، كه آن را ، از زمان وقوعش جلو بيندازد ! و از أوقات بروزش بتأخير افكند ! . او ، در روز جزا - نيز - مالك است ! از اينرو ؛ به حق ، داورى كند ! . آنكه ؛ دامن خويش ، بجور و ستم ، آلوده است ! در آن روز ، مالك هيچ حكم و داورى نيست ، بدانگونه كه - در دنيا - آنكه صاحب إختيار و مالك أحكام است ، ستم كند ! . » « 2 » و از أمير المؤمنين عليه السّلام ، در حديث ديلمى است : « امّا ؛ گفتار خداى تعالى ! در
[ مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ، ] :
در حقيقت ؛ او ؛ روز رستاخيز - مالك سرنوشت خلايق است ! و هركه در دنيا ، از شكّ و ترديدش ، أثرى بجاى مانده ! يا سخت به گردنكشى پرداخته است ، ( چنين فردى را ) به آتش افكند ! و از ( رنج و ) عذاب خداى عزّ و جلّ ! برايش گريز و إمتناعى نيست ! . و هركه ؛ در دنيا ، جبين كرنش و فروتنى ! بر آستان او سائيده ! و بر اين خصلت بندگيش ، رنگ دوام و حفاظت داده است ، برحمت ( بيكرانش ! ) او را در بهشت برين ، جاى دهد ! » « 3 » و امّا ؛
هامش
( 1 و 2 ) - بخشى از تفسير إمام ( حسن ) عسكرى عليه السّلام است . بفصل سوّم ، پاورقى شمارهء 5 مراجعه شود . ( 3 ) - بخشى از نامه‌اى است كه ؛ أمير المؤمنين عليه السّلام ، به شاه روم ، نوشته است . هنگاميكه ؛ آنشهريار ، از آنحضرت ، از تفسير « فاتحة الكتاب » پرسيده است . حديث - تماما - در فصل سوّم ، ( پاورقى 6 ) آمده است . 6