[ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ]
كه درواقع ، چنين گفتهايد :
بر اين كار ، استعانت و يارى ، از خدا ميطلبم ! . خدائى كه ؛ پرستش و بندگى غيراو ، جايز نيست ! .
خدائى كه ؛ دادرس است ، هرآنگاه ؛ از او دادخواهى شود ! پذيرا و جوابگو است ، هرگاه ؛ خوانده شود ! .
[ رحمن ] است !
چون ؛ با توسعهء رزق و روزى ، بر ما ، رحمت آورد ! .
[ رحيم ] است بر ما !
- در أديان ما ، و دنيا و آخرت ما -
خدا ، دين را بر ما تخفيف داد ! و آن را سبك و آسان گردانيد ! و او ، بر ما - با جدائى و تميّز ما از دشمنانش - رحمت آورد . . . » « 1 »
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
إشاره به اين است كه ؛ آنچه در جهانهاى گوناگون ، وجود دارد ، همه - از لحاظ مبدأ و پيدايش - بخدايتعالى منتهى ميگردد ! و او ، پرورش و تربيتش را به عهده دارد . و شؤون او را در تمام عوالمش إداره مىكند ! و او ، منعم همگان است .
از إمام سجّاد عليه السّلام روايت است كه :
« مردى بحضور أمير المؤمنين عليه السّلام آمد و گفت ؛
مرا از
[ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ]
آگاه كن ! تفسيرش چيست ؟ ! .
فرمود :
[ الْحَمْدُ لِلَّهِ ] ،
آنست كه ؛ خدا ، برخى از نعمى را ( كه ) ببندگانش ارزانى داشته ! به آنها - سربسته - معرّفى كرده است ! چون ، تفصيلا ؛ بشناسائى همهء آنان ، قادر نيستند . زيرا ؛ نعم و عطاى او ، بيشاز آنست كه ؛ به شماره در آيد و شناخته شود ! .
از اينرو ، به آنها فرمود :
[ بگوئيد : حمد و ثنا ، مخصوص خدا است ! بر آنچيزىكه بدانوسيله ، بر ما ، انعام فرمود ! . ]
[ رَبِّ الْعالَمِينَ ] ،
يعنى : مالك و صاحب إختيار جهانها است !
و جهانها ؛ گروه إجتماعات ، از همهء مخلوق - از جماد و حيوان - است .
امّا حيوانات : خداوندگار ، آنها را در [ يد ] توان و قدرتش زيروزبر مىكند ! و از روزيش به آنان ميخوراند ! و در كنف حمايتش نگهدار ! و بر آنان محيط است ! . و بر أساس و بناى مصلحتش ، همه را تدبير مىكند ! .
و امّا جمادات : همو است كه ؛ ( با دست ) قدرتش آنها را نگه ميدارد ! و آنچه را كه بهم پيوند و پيوستگى دارد ، از سقوطشان جلوگير است . و آنچه ؛ در حال إنهدام و سقوط است ، مانع از إتّصال و پيوند آنست ! .
آسمانرا حافظ و نگهدار است ، كه بر زمين ، واقع نشود - مگر بإذن و إجازهء او - و زمين را حافظ و نگهدار است كه فرو نرود ! [ جز بفرمان و أمر او ! ] . براستى كه او ، بر بندگانش - حقيقة ! - رأفت و رحمت بسيار دارد ! .
هامش
( 1 ) - توحيد : 231 - 232 و بحار الأنوار ، جلد 92 : 232 )