تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
و آله ، بجابر بن عبد اللّه فرمود : اى جابر ! آيا بهترين و بالاترين سوره‌اى را كه ؛ خداوند در كتابش نازل فرموده ، به تو ياد ندهم ؟ جابر گفت : آرى ، پدر و مادرم فداى شما ! اى رسولخدا ! آن را به من ياد بده ! » راوى گفت : « الحمد للّه را - كه ؛ أمّ الكتاب است - به او ياد داد . سپس فرمود : اى جابر ! آيا ؛ از ويژگيش ، آگاهت نكنم ؟ ( جابر ) گفت : آرى ، پدر و مادرم فداى تو ! آگاهم كن . فرمود : آن ، درمان هردردى است ، بجز مرگ ! » اين حديث ، در منابع زير ، موجود است : بحار ، جلد 92 : 237 ، وسائل الشّيعه ، جلد 4 : 874 ، برهان ، جلد 1 : 42 ، مجمع البيان ، جلد 1 : 17 و 18 . و علىّ بن إبراهيم قمى ، در تفسيرش - جلد 1 ، صفحه 29 - آورده كه ؛ پدرم از حسين بن علىّ بن فضّال ، از علىّ بن عقبه ، روايت مىكند كه : إمام صادق عليه السّلام ، فرمود : « إبليس ، ( دوبار ) از درد و ناراحتى ، بصدا درآمد ! و به طرز خاصّى ! آه و ناله كرد : 1 - زمانيكه ؛ خدا ، پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله را برانگيخت - در آنزمان كه ؛ خاموشى و سكوت مرگبارى ! از خلوّ پيامبران ، همه‌جا را فرا گرفته بود ! - 2 - هنگاميكه ؛ أمّ الكتاب ، نازل شد . » * * *