اين كار سزاوارتر و به امر خلافت اولى هستى به سبب آن كه خداوند تو را بر ايشان برترى داده و شأن تو را در ميانشان بزرگ كرده است و نصوص صريح رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم در جاهاى متعدد درباره تو بيان شده كه آنها را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم شنيدهاند . اگر همگى مطيع تو شوند و كار [ خلافت ] براى تو تمام گردد اين آرزوى ماست و گرنه چارهاى نيست جز اين كه ده نفر دعوت تو را بپذيرند و تو به كمك ايشان بر گردنكشان و برادران شيطان هجوم آورى و خداى تعالى ياريت خواهد كرد چرا كه تو بر حق هستى و آنها بر باطل و خداوند مىفرمايد : « خداوند حقّ را به كلماتش محقق مىسازد اگر چه مجرمان از آن ناخشنود باشند » . « 1 » و مىفرمايد : « چه بسا طايفههاى اندكى بودند كه بر طايفههاى زياد [ پر قدرت ] به اذن خداوند چيره شدند و خداوند با صبر پيشگان است » . « 2 » على عليه السّلام فرمود : اين طور تصور مىكنى ، جندب ؟ ! گفتم : به خدا قسم آرزوى من از خدا براى تو همين است .
فرمود : ولى من از هر صد نفر به دو نفر هم اميدوار نيستم ، مىدانى اين را از كجا مىگويم ؟ مردم به قريش چشم دوختهاند و قريش مىگويند : « آل محمّد مىپندارند كه بر ساير مردم فضيلت و برترى دارند و به امر خلافت سزاوارتر از قريش هستند . اگر اين امر به آنها سپرده شود اين سلطنت تا ابد از دستشان خارج نخواهد شد پس اين امر را در ميان خودتان [ يعنى قريش ] بگردانيد تا خلافت در غير ايشان باشد » . به خدا سوگند قريش اين سلطنت را به ما نمىسپرد و خود تا ابد خاضع و فرمانبردار باشد .
گفتم : آيا به من اجازه نمىدهى كه اين سخن تو را به ديگر مردم بگويم و
هامش
( 1 )وَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَيونس ، 82 .
( 2 )كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَبقره ، 249 .