تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 745

مساهمون:

ص٧٤٥
شرّ كسى كه در سينه‌هاى مردم وسوسه مىكند به پروردگار مردم پناه مىبرم كه امور آنان را در اختيار دارد و او خدا و معبود مردم است ، آوردن مضاف اليه « ناس » كه اسم ظاهر است در تمام جمله‌ها براى اين است كه عطف بيان براى توضيح و آشكار ساختن كلمهء قبل است از اين رو جاى آوردن اسم ظاهر است نه ضمير . بعضى گفته‌اند : مقصود از « ناس » اول جنّيهايند ، از اين رو فرموده :
« بِرَبِّ النَّاسِ »
چون خداوند است كه آنها را [ در رحمها ] پرورش مىدهد و مقصود از « ناس » دوم ، اطفالند از اين رو فرموده :
مَلِكِ النَّاسِ
چون خداوند است كه اطفال را مقتدر و نيرومند مىسازد و مقصود از « ناس » سوم [ جوانان ] بالغ و افراد مكلّف است از اين رو فرموده :
إِلهِ النَّاسِ
چرا كه مكلّفان خدا را مىپرستند .
مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ
؛ وسواس ؛ اسمى به معناى وسوسه است مانند زلزال كه به معناى زلزله است . اما مصدر اين كلمه « وسواس » به كسر « واو » است مانند زلزال به كسر « زاء » و مقصود از وسواس ، شيطان است و به صورت مصدر از آن نام برده شده و گويى شيطان بر حسب ذات و فى نفسه ، وسوسه است چون وسوسه شغل و كار شيطان است كه بر آن مداومت و اصرار دارد . يا مقصود صاحب وسوسه است ، و وسوسه صداى پنهان است .
الْخَنَّاسِ
؛ كسى است كه عادتش دور شدن [ در برابر ذكر خدا ] است ، خنّاس به خنوس منسوب است كه به معناى دور شدن و عقب رفتن است ، مانند ( عوّاج و تبّات ) [ فروشنده نوعى پارچه و بافندهء گليم ] چون انس بن مالك از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه شيطان بينى خود را بر روى قلب آدميزاده مىنهد ، هر گاه خدا را ياد كند دور مىشود و اگر خدا را به ياد نياورد قلب او را مىبلعد [ بر دلش مسلّط مىشود ] .
الَّذِي يُوَسْوِسُ
؛ در اعراب اين جمله چند قول است : 1 - ممكن است صفت وسواس و محلّا مجرور باشد .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 745 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى