تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
يگانگى است و ديگرى در خدا بودن با او شريك نيست و او كسى است كه در نيازها به سوى او مىروند و هيچ يك از آفريدگان از او بىنياز نيست و او از تمام آفريدگان بىنياز است .
لَمْ يَلِدْ
؛ نزاده است چون همجنسى ندارد تا از جنس خود همسرى داشته باشد كه فرزندى بزايد و بر اين معنى آيهء زير دلالت دارد :
أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ
؛ « چگونه ممكن است فرزندى داشته باشد و حال آن كه همسرى نداشته است » . ( انعام / 101 ) .
وَ لَمْ يُولَدْ
؛ زاده نشده چون هر مولودى نوپديد و جسم است در حالى كه خدا قديم است و وجود او آغازى ندارد و جسم نيست .
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
؛ يعنى هيچ كس مثل و مانند او نيست . ممكن است « كفوا » از كفأه و همتا در ازدواج باشد تا از او نفى همسر كند . كفّار از پيامبر سؤال كردند كه پروردگارش را براى آنان توصيف كند پس اين سوره كه شامل صفات پروردگار است نازل شد . زيرا
قُلْ هُوَ اللَّهُ
، آنها را به خدايى دلالت مىكند كه آفريننده و منشأ اشياست و در ضمن آن خدا را به قادر و عالم بودن توصيف مىكند چون ايجاد و آفريدن جز از شخص عالم و قادر درست نيست زيرا آفرينش در كمال استحكام و نظم و ترتيب است و نيز توصيف به زنده و موجود بودن و شنوا و بينا بودن خداوند است ، واحد ، توصيف حق به يگانگى و نفى هر شريكى از اوست ، و صمد توصيف خداوند به اين است كه همه محتاج اويند و هر گاه چنين باشد غنىّ و بىنياز است ، و در غنى بودن همراه با عالم بودن دليلى است بر عدل او كه كار زشت انجام نمىدهد چون از زشتى كار زشت آگاه است و مىداند كه از انجام كار زشت بىنياز است . و ، لم يلد ، تشبيه و همجنس داشتن را از خدا نفى مىكند ، لم يولد ، خداوند را به قديم و بىآغاز بودن وصف مىكند ،
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
؛ نفى تشبيه را تثبيت كرده و آن را قطعى مىسازد .