تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢

ترجمه :

به نام خداوند بخشندهء مهربان . بريده باد هر دو دست ابو لهب ( و مرگ بر او باد ) . ( 1 ) هرگز مال و ثروت او و آنچه را به دست آورده به حالش سودى نبخشيد . ( 2 ) و به زودى وارد آتشى مىشود كه داراى شعلهء فروزان است . ( 3 ) و همچنين همسرش در حالى كه هيزم به دوش مىكشد ( 4 ) و در گردنش طنابى از ليف خرماست ! ( 5 )

تفسير :

تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ
؛ تباب ، خسران و زيانى است كه به هلاكت منجر مىشود يعنى دستان ابو لهب نابود شد و مقصود نابودى و زيانكارى خود اوست مانند آيهء :
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ
. ( و تبّ ) به معناى حصول هلاكت است مانند گفتهء شاعر :
جزانى جزاه اللَّه شرّ جزائه * جزاء الكلاب العاويات و قد فعل « 1 »
أبى لهب ؛ به سكون « هاء » نيز قرائت شده است و اين نوعى تغيير در اسمهاى علم است چنان كه گويند شمس بن مالك ، به ضمّ « شين » و به اين دليل خداوند در اين سوره تعبير به كنيهء ( ابى لهب ) كرده كه اسم او مشهور نبوده و شهرتش به همان كنيه بوده است . پس چون خداوند سبحان اراده كرد كه او را به بدنامى بيشتر مشهور كند و نشانى براى او بماند از اسم و كنيه همان را كه مشهورتر بوده نامبرده زيرا اسم
هامش
( 1 ) - در مقابل نيكى من پاداش بد به من داد خداوند بدترين پاداش را به او بدهد كه پاداش سكانى است كه آنها را سنگ مىزنند و خداوند اين پاداش بد را به او داده است . بعضى از شارحان ( شواهد جامى ) نقل كرده‌اند كه عدىّ بن حاتم طايى مردى رومى بود و در خارج كوفه قصرى براى نعمان بن امرؤ القيس ساخت كه موجب شگفتى او شد و از عدى پرسيد آيا نظير آن را ساخته‌اى ؟ گفت : نه . من اين قصر را بر روى سنگى ساخته‌ام كه اگر بلغزد و سقوط كند تمام قصر واژگون مىشود پس او را از پشت بام قصر به زير افكند و جان بداد ، اين حكايت نادرست است چون عدى در اصل عرب است و در حقيقت اين حكايت براى « سنمّار » اتّفاق افتاده است . براى اطلاع بيشتر به كشّاف ، ج 4 ، پانوشت ص 813 - 814 رجوع كنيد - م .