اثقال ؛ جمع ثقل و به معناى كالاى خانه است .
وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها
؛ انسان مىگويد زمين را چه شده كه اين چنين با شدّت مىلرزد و آنچه را در درونش است بيرون مىافكند و اين حالت در هنگام دميده شدن [ صور ] دوم است .
بعضى گفتهاند : مقصود از گويندهء اين سخن انسان كافر است چرا كه مؤمن مىگويد :
هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ
؛ « اين همان است كه خداوند رحمان وعده داده و فرستادگان ( او ) راست گفتند » ( يس / 52 ) .
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها
؛ يعنى زمين از اعمالى كه انسان بر روى آن انجام داده خبر مىدهد ، اين تعبير مجازى است و منظور اين است كه خدا در زمين چيزى را پديد مىآورد كه قائم مقام سخن گفتن با زبان است تا كسى كه مىگويد زمين را چه شده است به اين احوال بنگرد و بداند كه چرا به شدّت مىلرزد و چرا مردگان از زمين بيرون افكنده شدهاند .
بعضى گفتهاند : خدا زمين را حقيقتا به سخن مىآورد و از كارهاى خير و شرّى كه بر روى آن انجام شده است خبر مىدهد .
يومئذ ؛ بدل از « اذا » است و به « تحدّث » منصوب است و در اصل تحدّث الخلق اخبارها ، بوده پس مفعول اوّل حذف شده است .
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها
؛ « باء » متعلّق به « تحدّث » است چون به اين معناست كه زمين به سبب وحى و الهام پروردگارت به آن و فرمان دادن زمين به سخن گفتن ؛ خبرهاى خود را بازگو مىكند ، يا
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها
، بدل از « أخبارها » است و گويى فرموده است : تحدّث بأخبارها بأنّ ربّك اوحى لها ، زمين خبرهاى خود را كه پروردگارت به آن الهام كرده است ، بيان مىكند زيرا مىگويى : حدّثته كذا و حدّثته بكذا .
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها
؛ اوحى لها ، به معناى ( اوحى اليها ) و مجاز است مانند آيهء :
أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
؛ « به او مىگويد : « موجود باش » آن نيز بلافاصله موجود