تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
قرائت مىكرد ، مىگفت : سبحان ربّى الأعلى [ پروردگار بلند مرتبهء من پاك و منزّه است ] . معناى آيه اين است كه پروردگارت را از صفاتى كه شايستهء ذات مقدس او نيست و موجب الحاد در نامهاى اوست ، مانند جبر و تشبيه و نظير آنها منزّه بدار . اعلى ، مىتواند صفت براى « ربّ » و براى « اسم » باشد ، اسم به معناى آن بلنديى است كه با قهر و اقتدار همراه باشد . در حديث است كه چون اين سوره نازل شد [ پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله ] فرمود : آن را در سجده‌هاى خود قرار دهيد و چون آيهء :
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ
نازل شد فرمود آن را در ركوعهايتان قرار دهيد .
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى
؛ خدايى كه هر چيزى را موزون و معتدل بيافريد و آفرينش آنها را به نوعى برابر قرار داد بى آن كه تفاوتى ناخوشايند داشته باشند ، بلكه هر يك را منظّم و مستحكم ساخت تا دلالت كند كه خلقت آنها از خداى دانا و حكيم صادر شده است .
وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى
؛ خدايى كه براى هر حيوانى مقدّر كرد آنچه را كه موجب اصلاح اوست و هدايتش كرد و راه بهره ورى از مقدّرات را به او شناساند تا آنجا كه طفل را به پستان مادر خود راهنمايى كرد و جوجه را به اين كه از مادرش بخواهد غذا در دهانش بريزد و هدايتهاى خدا نسبت به انسان بىشمار است از جمله مصالح بشر در خوراك و دوا و امور دنيا و آخرتش و الهامهايى كه خداوند به چهارپايان و پرندگان و حيوانات دارد خود بابى گسترده است كه به كنه آن نمىتوان احاطه يافت پس پروردگار والاى ما منزّه و پاك است . « قدّر » بدون تشديد هم قرائت شده است و آن قرائت على عليه السّلام است ولى معناى آيه يكى است .
غُثاءً أَحْوى
؛ أحوى ، صفت براى « غثاء » است يعنى خداوند گياهان را رويانيد و آن را پس از سبز بودن خشك و سياه قرار داد ، ممكن است ( احوى ) حال براى