استخوانهاى سينهء زن است قدرت دارد و بنا بر اين معناى « يوم » منصوب به فعل مقدّر است و اصل آن : يوم تختبر السّرائر فى القلوب . . . روزى كه عقايد و نيّتها و جز آن و اعمالى كه انسان پنهان مىدارد آزموده مىشود و خوب و بد آنها از يكديگر جدا مىشود .
فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ
؛ در آن روز انسان قدرت امتناع ندارد و برايش ياورى بازدارنده هم نيست .
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ
؛ سوگند به آسمانى كه صاحب باران است ، « رجع » به معناى باران به صورت مصدر آمده زيرا خداوند آن را گاه به گاه بر مىگرداند .
وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ
؛ سوگند به زمينى كه بر اثر رويش گياهان و درختان داراى شكاف است .
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ
؛ ضمير « انّه » به قرآن بر مىگردد ، قرآن گفتارى است كه حق و باطل را از هم جدا مىكند چنان كه فرقان به همين مناسبت بر آن اطلاق شده است .
وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ
؛ قرآن جدّى است نه شوخى و شايسته است كه در دلها بزرگ و در سينهها با هيبت باشد و سزاوار است كه خواننده و شنوندهء قرآن آن را شوخى نگيرد و در جانش جايگزين شود كه مورد خطاب خداوند سبحان است و به او امر و نهى مىكند و وعدهء پاداش مىدهد و تهديد به عذاب مىكند پس هر گاه به آيهاى بگذرد كه در آن وعدهء ثواب است به درگاه خدا زارى كند به اين اميد كه از اهل ثواب شود و هر گاه به آيهء تهديدى بگذرد به خدا پناه ببرد از بيم آن كه مبادا اهل عذاب باشد .
إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً
؛ آنها نقشه مىكشند تا به تو و همراهانت آسيبى برسانند .
وَ أَكِيدُ كَيْداً
؛ من نيز تدبيرى مىكنم كه نقشهء آنها خنثى شود از جايى كه بر آنها پوشيده است .
فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ
؛ براى نابودى كافران نفرين مكن و از شتاب در آن بپرهيز و به