ثاقب تفسير كرده تا عظمت شأن آن را اظهار كند .
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ
؛ جواب قسم است زيرا كسى كه « لمّا » را مشدّد خوانده « ان » را نافيه گرفته و « لمّا » را به معناى « الّا » و هر كس « لمّا » را بدون تشديد خوانده « ما » را صله دانسته و « انّ » را مخفّفه از مثقّله و قسم به هر دو وجه تعلّق مىگيرد .
يعنى ، هيچ انسان زندهاى نيست جز اين كه نگهبانى از فرشتگان عمل او را ضبط مىكند و خير و شرّ او را بر مىشمارد ، يا مراقب و حافظى بر اوست كه خداى متعال است و خدا بر هر چيز مراقب است .
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ
؛ در اين آيه خداوند به انسان سفارش مىكند كه در آغاز كار خود [ در آفرينش خويش ] بينديشد تا بداند كسى كه نخستين بار او را ايجاد كرده است مىتواند او را [ در قيامت ] برگرداند پس بايد براى روزى عمل كند كه همهء انسانها به محشر برگردانده مىشوند . ممّ خلق ؛ پرسشى است كه جواب آن ( اخلق من ماء دافق ) است ، يعنى آبى كه داراى جهش است ، دافق مانند لابن و تامر است . « دفق » ريختنى با فشار و جهش است . خداوند نفرموده : خلق من مائين دافقين ، چون هر دو آب [ مرد و زن ] در رحم درهم مىآميزند و در آغاز آفرينش [ با تركيب اسپرم و اوول و تشكيل چهل و شش كروموزوم ] با هم متّحد مىشوند .
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ
؛ آن آب از ميان پشت مرد و استخوانهاى سينهء زن بيرون مىآيد .
إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ
؛ ضمير « إنّه » به خالق بر مىگردد چون فعل « خلق » بر آن دلالت مىكند يعنى آفرينندهاى كه در آغاز ، انسان را از نطفهاى آفريد مىتواند خصوصا او را برگرداند و نه از آن كار عاجز است و نه در آن كندى مىورزد .
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
؛ « يوم » منصوب به « رجعه » است .
از مجاهد نقل شده كه خداوند به برگرداندن آب به مخرج خود كه پشت مرد و