عرفا ؛ نصب اين كلمه در معناى اول بنا بر مفعول له بودن است يعنى ابرها براى احسان و نيكى فرستاده شدند و بنا بر معناى دوم منصوب به حاليّت است .
« عذرا و نذرا » دو مصدرند از « اعذر هر گاه بدى را محو كند ) و از « أنذر ) هر گاه [ بر كارى ] بترساند و نصب آن دو بنا بر مفعول له بودن يا بدليّت است .
« عذر و نذر » هم به صورت مخفّف و هم مشدّد قرائت شده است .
إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ
؛ براستى آنچه وعده داده شديد از آمدن روز قيامت ناگزير واقع مىشود و اين جمله جواب قسم است .
فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ
؛ آن گاه كه آثار ستارگان محو و نابود شود ، بعضى گفتهاند : نور آنها برود .
وَ إِذَا السَّماءُ فُرِجَتْ
؛ و آن گاه كه آسمان شكافته شود و از هم باز شود و به صورت درهايى درآيد .
وَ إِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ
؛ و آن گاه كه كوهها مانند دانهاى كه با ابزار خرد كننده و نظير آن خرد مىشود و از هم فرو پاشد .
وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا
؛ و كوهها بسرعت از جايشان كنده شوند .
وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ
؛ اصل آن وقّتت ( با واو ) است ، و معناى اين كه پيامبران تعيين وقت مىكنند اين است كه زمان حضور خود در قيامت براى شهادت دادن بر امّتهايشان را تعيين مىكنند و به قولى ( وقّتت ) يعنى ، زمانى ( روز قيامت ) را كه منتظر آن بودند رسيد .
لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ
؛ شگفتى از وحشت روز قيامت و تعظيم آن است .
لِيَوْمِ الْفَصْلِ
؛ توضيح روزى است كه خداوند ميان مردم قضاوت مىكند . أجّلت ، به تأخير افتاد .
« ويل » ؛ در اصل مصدر منصوبى ايت كه به جاى فعل خود نشسته ولى از نصب به رفع عدول كرده تا بر ثبات و ودام هلاكت شخص دعوت شده دلالت كند .