فطرت العود بالقدوم است ، چوب با تبر شكافته شد .
به اين معنى كه آسمان از سختى و ترس آن روز از هم شكافته مىشود چنان كه چيزى به وسيلهء ابزارى از هم شكافته مىشود .
كانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا
؛ « وعده » به مفعول اضافه شده و ضمير آن به « يوم » بر مىگردد يا به فاعل اضافه شده و ضمير به « اللَّه » بر مىگردد اگر چه « اللَّه » به خاطر معلوم بودنش در آيات ذكر نشده است .
إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ
اين آياتى كه از عذاب سخت سخن مىگويد موعظهاى براى شخص منصف است .
فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا
؛ هر كس بخواهد از آن پند بگيرد و به وسيلهء تقوا و ترس [ از خدا ] راه خدايش را انتخاب كند .
إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ
؛ همانا اى محمّد پروردگارت مىداند كه تو كمتر از دو سوّم شب را [ براى عبادت ] بر مىخيزى ، « ادنى » را كه نزديكتر است براى كمتر [ از دو ثلث شب ] استعاره آورده است زيرا هر گاه فاصلهء ميان دو چيز نزديك باشد مكان ما بين آنها كمتر است و هر گاه فاصله دور تر باشد مكان ميان آنها بيشتر مىشود .
وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ
؛ در قرائت اين دو كلمه ، دو قول است :
1 - هر دو منصوب باشند به اين معنى كه تو اى محمّد كمتر از دو سوّم [ شب را ] بر مىخيزى و نيمى يا ثلثى از آن را بر مىخيزى .
2 - هر دو مجرور خوانده شوند يعنى كمتر از نصف و ثلث شب بر مىخيزى .
وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ
؛ و همين مقدار از شب را نيز گروهى از اصحابت بر مىخيزند .
وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ
؛ از ابن عبّاس و على عليه السّلام و ابو ذر ، روايت است كه خدا شب و روز را اندازهگيرى مىكند و جز او كسى بر اين كار قادر نيست از اين رو