تفسير :
وَ أَنْفِقُوا
؛ از مالهايى كه خداوند شما را از نظر تصرف كردن در آنها خليفهء خود قرار داده و شما را از آن بهرهمند ساخته است انفاق كنيد ، بنا بر اين اين اموال در حقيقت مال شما نيست و شما فقط از سوى خدا وكيل در اموال هستيد و بايد بخشيدن آنها بر شما آسان باشد چنان كه بخشيدن مال ديگران در صورتى كه اذن انفاق بدهد آسان است ، يا شما را با ارث بردن از گذشتگان جانشين آنها قرار داده است پس از حال آنها عبرت بگيريد چرا كه مال آنها به شما رسيده و به زودى از شما به اشخاص بعد از شما منتقل خواهد شد پس به مال بخل نكنيد و به طور كامل از آن بهره ببريد پيش از آن كه مال ديگران شود .
لا تُؤْمِنُونَ
؛ حال است از معناى فعل كه در « ما لكم » است چنان كه مىگوييد ما لك قائما ، يعنى ما تصنع قائما ( ايستاده چه مىكنى ؟ ) معناى آيه ما لكم كافرين باللّه ، ( شما را چه شده كه به خدا كافر شدهايد ) است .
وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ
؛ « واو » در « و الرّسول » نيز حاليّه است بنا بر اين « لا تؤمنون » و « الرّسول » دو حال متداخل هستند و معناى آيه اين است : شما در ايمان نياوردن چه عذرى داريد در حالى كه پيامبر شما را به خدا دعوت مىكند و شما را بر آن آگاه ساخته و قرآنى را كه معجزه است بر شما تلاوت مىكند .
وَ قَدْ أَخَذَ مِيثاقَكُمْ
؛ خداوند پيش از اين از شما پيمان گرفته كه به او ايمان بياوريد چون كه خدا در ساختار وجودى شما عقل قرار داده و براى شما دليل اقامه كرده و به شما قدرت تفكّر در دليلها را داده است و هر گاه پس از دلايل عقلى و هشدار پيامبر عذر و بهانهاى نمانده است و شما با مختصرترين دليل ايمان مىآوريد ، چرا با وجود اين دلايل عقلى ايمان نمىآوريد ؟ زيرا دليلى از دليل عقلى و نقلى بالاتر نيست .
اخذ ميثاقكم ؛ به صورت فعل مجهول نيز قرائت شده است .