تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
باز مىگردد . ( 5 ) شب را داخل روز مىكند ، و روز را داخل شب ، و او به آنچه بر دلها حاكم است داناست . ( 6 )

تفسير :

سَبَّحَ
؛ خود متعدّى است و به « لام » هم متعدّى مىشود ولى اصل آن است كه خود متعدّى باشد چنان كه در قول خداوند متعال « و تسبّحوه » گذشت زيرا معناى سبّحته ، بعدّته عن السّوء ، است ، يعنى او را از بدى دور ساختم و از « سبّح » نقل شده هر گاه برود و دور شود و « لام » مانند « لام » در نصحته ، و نصحت له است يا به معناى ايجاد تسبيح خالص براى خداست .
ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
؛ از آنچه مىتواند تسبيح بگويد .
يُحْيِي
؛ در اعراب اين كلمه سه احتمال هست : 1 - محلّا مرفوع و اصل آن « هو يحيى » باشد . 2 - به عنوان حال از مجرور « له » منصوب باشد و حرف جرّ در آن عمل كند . 3 - جملهء مستقل شمرده شود و محلى از اعراب نداشته باشد مانند گفتهء خداوند :
لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ
؛ « حكومت آسمانها از آن خداست » .
هُوَ الْأَوَّلُ
؛ او اوّلين موجود است و بر همهء موجودات تقدّم دارد به آنچه نهايت ندارد از اوقات يا تقدير اوقات .
وَ الْآخِرُ
؛ خدايى كه پس از نابودى تمام موجودات باقى مىماند .
وَ الظَّاهِرُ
؛ خدايى كه ظاهر است به وسيلهء دليلهايى كه بر وجودش دلالت دارند .
وَ الْباطِنُ
؛ خدايى كه آفريدگانش نمىتوانند با حواس او را ادراك كنند . گفته شده : معناى « ظاهر » و « باطن » داناى به آشكار و نهان است و هر جا هستيد به وسيلهء علم خود با شماست و هيچ چيز از حالات شما بر او پوشيده نيست .