و تجعلون شكركم قرائت كرده است و آن از امام باقر و صادق عليهما السلام روايت شده است يعنى شكرگزاريتان از نعمت قرآن را تكذيب آن قرار دادهايد . يا شكر بارانى را كه خدا به شما روزى كرده تكذيب قرار داده و باران را به ستارگان نسبت دادهايد .
تُكَذِّبُونَ
؛ تكذّبون نيز قرائت شده است و آن گفتار مشركان دربارهء قرآن است كه سحر و شعر و افتراست و در مورد باران مىگفتند از ستارگان نشأت گرفته است و براى اين كه هر كس حق را تكذيب كند دروغگوست .
فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ
؛ ترتيب آيه فلو لا ترجعونها اذا بلغت الحلقوم ان كنتم غير مدينين ؛ است و « لو لا » ى دوّم تكرار براى تأكيد است و ضمير در ترجعونها به نفس يعنى روح بر مىگردد و ضمير در «
أَقْرَبُ إِلَيْهِ
» به شخص در حال احتضار بر مىگردد .
غَيْرَ مَدِينِينَ
؛ از دان السلطان الرّعيّة ، است هر گاه سلطان رعيّت را سياست كند يعنى برده و مملوك نيستيد .
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ
؛ اى خاندان ميّت ما از نظر علم و قدرت به ميّت نزديكتريم يا به فرشتگانمان كه روحش را قبض مىكنند نزديكتريم . و معناى آيه اين است كه شما در انكار آيات خداى سبحان به آخرين حدّ رسيدهايد اگر كتابى به عنوان معجزه بر شما نازل شود مىگوييد سحر و افتراست و اگر پيامبرى راستگو بر شما فرستاده شود مىگوييد ساحر و دروغگوست و اگر بارانى نصيب شما شود كه به وسيلهء آن زنده شويد مىگوييد ، فلان ستاره راست گفت ، پس چرا روح ( شخص محتضر ) را پس از رسيدن به حلقوم بر نمىگردانيد اگر فرشتهء قبض روحى نيست و شما در كفر ورزى نسبت به خدا راستگو هستيد .
فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ
؛ اگر شخص متوفّى از مقرّبان سابق باشد .
« فروح » داراى استراحت است .
« و ريحان » و داراى رزق است ، « روح » به ضمّ « راء » نيز قرائت شده و اين قرائت از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده است ، يعنى رحمت است چون رحمت براى