تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

تفسير :

وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى
؛ مفتوح بودن « انّ » در اين آيه و آيات بعد به اين معناست كه تمام اين مطالب در كتاب موسى و ابراهيم بوده است و « منتهى » مصدر و به معناى انتهاء است يعنى مردم به خدا منتهى شده و به او باز مىگردند مانند گفتار خداوند
وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ
؛ « بازگشت به سوى خداست » .
وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى
در معناى اين آيه چند قول است : 1 - خدا دو نيروى خنديدن و گريستن را آفريده است . 2 - عامل خنده و گريه را كه شادى و غم است انجام داده است . 3 - درختان را با تابشها و انوار خنداند و ابرها را با بارانها گرياند .
إِذا تُمْنى
؛ هر گاه نطفه در رحم ريخته شود گويند : « منى و امنى » و گفته شده به معناى تخلق : آفريده مىشود . شاعر گفته است :
حتى تبيّن ما يمنى لك المانى « 1 »
. يعنى تقدير كننده آن ( نطفه ) را تقدير مىكند ( نطفه بر اساس يك تقدير در رحم زن قرار مىگيرد ) .
وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرى
؛ « نشأة » با « مدّ » قرائت شده و مقصود اين است كه اين خلقت بر اساس حكمت بر خدا لازم است تا بر نيكى و بدى جزا دهد .
وَ أَقْنى
؛ يعنى مال ذخيره شده به آنها داده و گفته‌اند « اغنى » به معناى « موّل » است يعنى ثروت بخشيد و « اقنى » يعنى با بخشش خود كسى را راضى كرد .
رَبُّ الشِّعْرى
؛ يعنى خدا آفريننده « ستاره شعرى ( زهره ) » است و قبيلهء خزاعه آن را مىپرستيدند ؛ يكى از اشراف عرب به نام ابو كبشه پرستش آن ستاره را براى قبيله سنّت قرار داد و او يكى از اجداد مادرى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بوده است از اين رو قريش حضرت را ابن ابى كبشه مىناميدند چون پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در دين با قريش مخالفت
هامش
( 1 ) - تا آشكار شود آنچه تقدير كننده برايت تقدير مىكند .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 172 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى