روايت شده كه عثمان مال خود را مىبخشيد عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح برادر رضاعىاش به او گفت : ممكن است مالى برايت باقى نماند عثمان به او گفت : من گناهانى دارم و در بخشيدن مال در طلب رضاى خدايم عبد اللَّه به او گفت : شترت را با پالانش به من بده و من تعهّد مىكنم كه بار تمام گناهانت را بر دوش بكشم پس شتر را به او داد و كسانى را بر اين امر شاهد گرفت و از بخشيدن خوددارى كرد پس آيهء زير نازل شد أ فرأيت الذى تولّى يعنى آيا ديدى آن كس را كه از خير روى گرداند و أعطى قليلا و اكدى ؛ بخشش خود را قطع و از آن خوددارى كرد .
اصل « اكدى » از اكدى الحافر ، است هر گاه حفر كننده زمين به سنگ سختى برسد و از رسيدن به آب نااميد شود در نتيجه از كندن زمين خوددارى كند .
أَ عِنْدَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ
؛ يعنى يا او به عذاب كه غايب است علم غيب دارد ؟
فَهُوَ يَرى
؛ او ( عثمان ) به درست بودن گفتهء برادرش كه بار گناهان او را بر دوش خواهد كشيد معتقد است .
أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِما فِي صُحُفِ مُوسى
؛ يا از آنچه در كتاب موسى از اسفار تورات است به او خبر ندادهاند ؟
وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى
؛ و از آنچه در كتاب ابراهيم است و هر چه بدان امر شده بطور كامل آمده است به او خبر ندادهاند ؟ « وفّى » را مطلق آورده تا شامل شود تمام كارهايى را كه بطور كامل انجام داده است مانند تبليغ رسالت و صبر بر سر بريدن فرزند و آتش نمرود و ديگر اوامر خدا كه انجام داد .
از حسن روايت شده كه خدا ابراهيم را به هيچ چيز امر نكرد مگر آن كه بطور كامل انجام داد « 1 » .
أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
؛ « أن » در « لا تزر » همان « انّ » بوده كه مخفّف شده و
هامش
( 1 ) - عن الحسن ، ما امره اللَّه بشيء الّا وفّى به .