سبب ضميرى به صاحب حال بر نمىگردد مانند شعر امرء القيس :
و قد اغتدى و الطّير فى وكناتها * بمنجرد قيد الأوابد هيكل « 1 »
در اين آيه خداوند درياى بزرگتر را به منزلهء دوات قرار داده و هفت دريا را پر از مركّب فرض كرده است كه آنها هميشه بدون انقطاع مركّبهاى خود را به آن دريا مىريزند ، بنا بر اين معنا اين است كه اگر درختهاى زمين قلم شوند و درياى بزرگ از هفت درياى ديگر مركّب شود و با اين قلمها و مركّبها كلمات خدا را بنويسند ، قلمها و مركبها تمام مىشوند ولى كلمات خداوند تمام نمىشود و حضرت صادق عليه السلام و البحر مداده خوانده است و اين قرائت وجه دوم را تأييد مىكند كه واو حاليه باشد و بهتر اين است كه كلمات خدا را عبارت از تواناييها و دانشها ( مقدورات و معلومات ) خدا بدانيم ، زيرا چون اينها تمام نشدنى است ، كلماتى هم كه بخواهند آنها را بيان كنند تمام نخواهند شد .
ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ
؛ آفريدن و زنده كردن تمامى شما نيست مگر مانند آفريدن و زنده كردن يك نفر يعنى در برابر قدرت خداوند ، كم و زياد و فرد و جمع يكسان و مساوى است ، زيرا كارى و مشغوليّتى او را از كار و مشغوليّت ديگر باز نمىدارد .
إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ
؛ خداوند در آن واحد هر شنيدنى را مىشنود و هر ديدنى را مىبيند و هيچ كدام مانع از ديگرى نيست و همچنين است آفريدن و دو مرتبه زنده كردن ( كه هيچ يك مانع از ديگرى نيست ) .
هامش
( 1 ) - من فردا در حالى كه هنوز پرندگان در لانههايشان باشند ، به شكار مىروم با اسب تندرو و كوتاه مويى كه وحوش قوى هيكل را دربند مىگيرد . استفاده از پانوشت ، تصحيح استاد گرجى .