أَمِ اتَّخَذَ
، به معناى بل اتّخذ است و همزه براى انكار و از باب نسبت دادن جهل به آنها و شگفتى از درك و تربيت آنهاست چون قانع شدند كه براى خدا از ميان بندگانش جزئى قرار دادهاند بلكه آن جزء را پستترين دو جزء كه دختر است نه پسر قرار دادهاند با توجه به اين كه دشمنى اعراب از همهء مردم نسبت به دختران بيشتر است حتى دختران را زنده به گور مىكردند .
وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا
؛ هر گاه يكى از آنها را از جنس دختر خبر مىدادند ، كه وى او را جزء خدا مىدانست زيرا هر گاه ملائكه جزئى از خدا قرار داده شود در حقيقت او را از جنس خدا و مثل او قرار دادهاند چون فرزند از جنس پدر است .
ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا
؛ يعنى از روى خشم و تأسف آن خبر صورتش سياه مىشد « و هو كظيم » يعنى مملو از غم مىشد آن گاه فرمود : آيا براى خدا فرزندى با اين صفت قرار مىدهند كه در زينت و نعمت تربيت مىشود و هر گاه محتاج شود كه با دشمن و مردان دشمنى ورزد قدرت بيان ندارد كه بر دشمن احتجاج و برهان بياورد چون عقول زنان ضعيف است .
وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ . . .
؛
« عِبادُ الرَّحْمنِ »
عبد الرحمن نيز قرائت شده است و آن مثلى است كه اختصاص و نزديكى و منزلت آنها را بيان مىكند ينشّا ينشا ( بدون تشديد ) قرائت شده است
« وَ جَعَلُوا »
به معناى سمّوا است يعنى ناميدند و گفتند فرشتگان دخترند
« أَ شَهِدُوا »
به سه صورت قرائت شده :
1 - به همان صورت كه در آيه آمده و رايج است .
2 - با دو همزه مفتوح و مضموم « أشهدوا » 3 - با دو همزه كه در بين آنها الف باشد اشهدوا و اين نوعى ريشخند به آنهاست به اين معنى كه آنان اين سخن را ناآگاهانه و بدون دليل مىگفتند بنا بر اين چيزى باقى نمانده جز اين كه آفرينش خودشان را مشاهده كنند از اين رو از مشاهده