حالى كه ما حريف او نمىشديم ، بازگشت ما به سوى پروردگار ماست ، پروردگارا در اين سفر از تو نيكى و تقوا و عمل كردن بر طبق خواستهات را درخواست داريم .
خداوندا ! سفرمان را بر ما آسان كن و دورى آن را بر ما سهل گردان خداوندا تو در سفر همراه منى و پس از من در ميان خاندان و اموالم جانشينم مىباشى ، پروردگارا از سختى و ناهموارى راه و از بازگشتى غمگينانه ، به تو پناه مىبرم ، و نيز از نگاه بد به خاندان و مالم به تو پناه مىآورم و هر گاه از سفر باز مىگشت مىفرمود : آئبون تائبون لربّنا حامدون « توبهكنان بازگشتيم در حالى كه پروردگارمان را مىستاييم » .
از حضرت صادق عليه السلام روايت شده فرمود : « ياد آورى نعمت اين است كه بگويى :
الحمد للَّه الّذى هدانا للاسلام و علّمنا القرآن و منّ علينا بمحمد صلّى اللَّه عليه و آله
، سپاس خدايى را كه ما را به اسلام هدايت فرمود و قرآن را به ما آموخت و به ( نبوت ) حضرت محمد صلّى اللَّه عليه و آله بر ما منت نهاد پس از آن بگويى :
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا . . .
مُقْرِنِينَ »
« مقرنين » به معناى مطيقين است ، يعنى ما توان آن را نداشتيم و حقيقت « اقرنه » به معناى يافتن قرينه و چيزى است كه مقرون به ديگرى باشد ؛ زيرا شىء دشوار مقرون به شىء ضعيف نمىشود و چون سوار شدن ( بر مركب ) كارى است همراه با خطر ، بر شخص سواره سزاوار است كه بازگشت خود به خدا را فراموش نكند و ياد خدا را رها نسازد تا مهياى ديدار خدا شود .
وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً
؛ متصل به و لئن سالتهم مىباشد يعنى اگر از آنان در مورد خالق بپرسى به وجود او اعتراف مىكنند در حالى كه با آن اعتراف از ميان بندگان خدا جزئى به او نسبت دادند و گفتند ملائكه دختران خدايند و آنها را جزئى از خدا قرار دادهاند چنان كه فرزند جزئى از پدرش هست پس خدا را متصف به صفات مخلوقها ساختهاند .
إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ
؛ انسان انكار نعمت مىكند و انكارش آشكار است زيرا نسبت دادن فرزند به خدا اصل و تمام كفران است .