شهرهاى آنهاست .
مِنْ قَبْلِهِ لَمُبْلِسِينَ
؛ تكرار كلمهء « من قبله » براى تأكيد است . هم چنان كه در اين آيه مىفرمايد :
فَكانَ عاقِبَتَهُما أَنَّهُما فِي النَّارِ خالِدَيْنِ فِيها
؛ « پس شيطان و فردى كه او را اطاعت كرده هر دو در آتش دوزخ مخلّدند » ( حشر / 17 ) در اين آيه ضمير در « أنّهما » براى تأكيد تكرار شده است .
آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ
؛ كلمهء « آثار » به صورت اثر و آثار هر دو خوانده شده است .
إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى
؛ بىترديد اين همان خداى توانايى است كه انسانها را پس از مرگ زنده مىكند .
فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا
؛ ضمير در كلمهء « فرأوه » به اثر باران و رحمت خداوند كه نبات و گياهان است بر مىگردد ، يعنى مردم گياهان را مىبينند كه زرد شده و كسى كه « آثار » را به صورت جمع خوانده است ضمير « رأوه » را به معناى آثار رحمت برگردانده و آن كلمهء « نبات » است ، اين كلمه چون مصدر است به هر چه از زمين روييده شود گفته مىشود ، بنا بر اين هم براى كم و هم براى بسيار مىآيد .
لام در كلمهء « لئن » مقدّمه و زمينهاى است براى قسم و كلمهء « لظلّوا » به جاى دو جواب است ، هم جواب قسم است و هم جزا و جواب شرط .
« مصفرّا » پس از آن كه كشتزارها و گياهان آنها سرسبز و خرّم بود ، بينند كه زرد شده است .
خداوند سبحان كافران را سرزنش و مذمّت مىكند كه هر گاه باران را از آنها باز داريم ، از رحمت خدا مأيوس و نوميد مىشوند و هر گاه براى آنها باران بفرستيم شاد و خوشنود مىشوند و اگر بادى بفرستيم كه گياهان و مزارع آنها را زرد و خشك كند به نعمت خدا كافر مىشوند برخى از مفسّران گويند : ضمير در « فرأوه » به كلمهء « سحاب » بر مىگردد ، زيرا هر گاه كه ابرها زرد رنگ شوند ديگر نمىبارند .