مىشوند » ( يوسف 87 )
لَيَقُولَنَّ هذا لِي
؛ مىگويد : اين نعمتهايى كه به من رسيده حق من بوده است ، زيرا به سبب فضيلتهايى كه دارم شايسته اين رحمتها هستم يا مقصود اين است كه اين نعمتها پيوسته و تا ابد از آن من است .
وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي
؛ بر فرض هم كه نزد خدا برگردم ، آن طور كه مسلمانان مىگويند ، پيش او پاداشهاى نيكى دارم كه همان بهشت است .
منظور اين است كه خداوند همان نعمتهايى را كه در دنيا به من داده در آخرت نيز به من عطا خواهد كرد .
فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ
؛ كلمهء « عريض » كنايه از كثرت و دوام دعاست چنان كه « غليظ » كنايه از شدت عذاب است .
وَ نَأى بِجانِبِهِ
؛ فعل « نا » به صورت « ناى » به اماله و كسر نون و « ناى » به قلب نيز خوانده شده است هم چنان كه در « راى » « راء » نيز گفته شده است . و مراد از « جانب » ذات و نفس اوست و گويا گفته است : خودش تكبر مىورزد يا مقصود از جانب ، رو گرداندن است كه معناى آن انحراف و بازگشت از خداوند است چنان كه گويند : ثنّى عطفه و تولّى بركنه ؛ رو برگرداند و پشت كرد .
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ
؛ فعل
« أَ رَأَيْتُمْ »
در اين جا به معنى خبر دادن است يعنى شما به من خبر دهيد كه اگر قرآن از پيش خدا باشد و شما آن را انكار كنيد چه كسى از شما كه مخالفت و دشمنى را به نهايت رساندهايد ، گمراهتر است .
كسايى همزه راى را در صورتى كه با همزه استفهام باشد ، به سبب سنگينى تلفظ دو همزه ، در تمام قرآن حذف مىكند مانند : اريتم و اريتكم ، و در غير اين مورد همزه را حذف نمىكند مانند : راى القمر و راى الشّمس .
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ
؛ ما به زودى آيات خود را از قبيل پيروزى پيامبرمان محمد صلّى اللَّه عليه و آله در دنيا مانند پيروزيهاى پيامبر بر دشمنان و پادشاهان ايران و