اليه يردّ السّاعة ؛ اگر از روز قيامت سؤال كردند بگو تنها خدا مىداند يا بگو آن را جز خدا كسى نمىداند .
وَ ما تَخْرُجُ مِنْ ثَمَراتٍ مِنْ أَكْمامِها
؛ واژه « اكمام » جمع « كم » به كسر « كاف » و آن غلاف و پوست ميوه است . در اين عبارت ( به جاى ثمره ) « ثمرات » به صورت جمع خوانده شده است .
أَيْنَ شُرَكائِي
؛ خداوند بتها را به پندار كافران شركاى خود قرار داد و اين نوعى سرزنش و استهزاى آنان است .
قالُوا آذَنَّاكَ ما مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ
؛ يا مقصود اين است كه هيچ يك از ما امروز گواهى نمىدهيم كه آنها با تو شريكند يا معنا اين است كه هيچ يك از ما آنها را مشاهده نمىكنيم ، زيرا آنها گم شدهاند .
معناى عبارت « اذنّاك » اين است كه تو خود آن را از باطن و نفس ما مىدانى و يا مفهوم آن مانند اين مثال است كه گويى : سلطان خود فلان مطلب را بهتر مىداند ( در اين صورت جمله انشايى است نه خبرى ) .
عبارت
« ما مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ »
به معناى ( اذنّاك ) كه اعلام است مربوط مىباشد ، زيرا « ما » ى نافيه مانند حرف استفهام صدارت طلب است و همچنين است عبارت
« وَ ظَنُّوا ما لَهُمْ »
كه ظنّوا بر حرف نفى جنس كه صدارت طلب است مقدم شده است .
وَ ظَنُّوا ما لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ
؛ كافران مىدانند كه از عذاب خدا راه گريزى ندارند . در اين جا لفظ « ظنّ » به جاى كلمه علم آمده است .
مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ
؛ مقصود از : دعاى خير ، درخواست گشايش و توسعه در ثروت و سلامتى است .
وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ
و اگر انسان گرفتار بلا و رنجها شود سخت مأيوس و از فضل و رحمت خدا نوميد مىشود . البته اين حالت كافران است به دليل اين آيه :
لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ
؛ « تنها كافران از رحمت خدا مأيوس