شود مطيع و فرمانبردار بودند .
خداوند در آغاز جرم زمين را بىگسترش آن آفريد و پس از خلق آسمان آن را گسترش داد چنان كه مىفرمايد :
وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها
؛ « و زمين پس از آن گسترش يافت » . ( نازعات / 30 ) بنا بر اين منظور از اتيان آن دو به شكلى كه شايسته است اين است كه : تو اى زمين براى اين كه جايگاه ساكنانت باشى گسترده شو و تو اى آسمان مانند سقفى بر روى ساكنان زمين قرار گير و معناى « اتيان » واقع شدن و به وجود آمدن است چنان كه گويند : اتى عمل فلان مقبولا ؛ عمل فلانى مورد قبول واقع شد .
طوعا او كرها ؛ اى عبارت مثال است براى تأثير قدرت خداوند در زمين و آسمان و قرار دادن آنها بر كيفيت مخصوص به خودشان و
« طَوْعاً أَوْ كَرْهاً »
به جاى طائعتين و مكرهتين آمده است .
چون زمين و آسمان مورد خطاب واقع شوند پاسخ دهنده قرار داده و با طوع و كره توصيف شدند لذا به جاى طائعات « طائعين » گفته شده است . مانند اين كه فرموده است :
وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
؛ « و هر يك در مدار معينى سير مىكنند » ( انبياء - 33 ، يس 40 )
رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ
؛ « ديدم آنها را كه مرا سجده مىكنند » ( يوسف / 4 )
فَقَضاهُنَّ
؛ ضمير « هنّ » ممكن است در معنا به « سماء » يعنى آسمانها بر گردد و ممكن است كه ضمير مبهم باشد و عبارت
« سَبْعَ سَماواتٍ »
تميز آن به حساب آيد و آن را تفسير كند ، تفاوت ميان اين دو حالت اين است كه نصب
« سَبْعَ سَماواتٍ »
بنا بر اولى به عنوان حال و بنا بر دومى به عنوان تميز است .
وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها
؛ واژه « اوحى » يعنى آفريد يا دستور داد و مراد اين است كه در هر آسمانى امرش را صادر كرد و آن را به نظم و سامان آورد و مقصود از : امر ، يا آن چيزهايى است كه بايستى در آسمانها باشد مانند فرشتگان ستارهها و