خدا را تلاوت مىكنند و اين گونه كارها آنها را از ذكر خدا باز نمىدارد ، هم چنان كه از على عليه السلام اين مطلب نقل شده است .
رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
؛ عبارت
« رَبُّ السَّماواتِ »
يا خبر براى مبتداى محذوف و يا خبر بعد از خبر است .
وَ رَبُّ الْمَشارِقِ
؛ مقصود از « مشارق » كه جمع آمده است محلى است كه هر روز خورشيد از آن طلوع مىكند و در مغرب ، غروب مىكند [ خورشيد در دو روز از يك محل طلوع و غروب نمىكند بلكه هر روز محل آن با روز پيش تفاوت دارد . و لذا جمع آمده است ] . سبب اين كه تنها مشرقها ذكر شده اين است كه طلوع خورشيد پيش از غروب آن است .
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ
؛ مقصود از
« السَّماءَ الدُّنْيا »
آسمانى است كه به شما نزديك است . كلمهء « زينة » مصدر است مانند نسبة و اسم چيزى است كه با آن چيزهاى ديگرى زينت داده مىشود ، مانند ليقه كه اسم آن چيزى است كه در دوات مىگذارند ، بنا بر اين اگر مصدر باشد ، يا به فاعل اضافه شده است ، يعنى آسمان را كواكب زينت مىدهند كه در اين صورت كواكب فاعل است و در اصل بزينة الكواكب بوده است يا به مفعول اضافه شده است ، يعنى خداوند « كواكب » را زينت داده و آنها را نيكو و درخشان كرده است ، زيرا آسمان به حسن ذاتى آنها زينت داده مىشود و اصل آن : بزينة الكواكب ، بوده است و اين كه به نصب خوانده شود قرائت ابى بكر بن عيّاش است و اما اگر اسم باشد ، براى اضافه دو وجه است : يا كواكب بيان و به منزله تميز براى زينت است ، زيرا زينت مبهم است به اين معنا كه ممكن است با كواكب باشد يا با غير از كواكب از چيزهاى ديگرى كه وسيلهء زينتند و يا مقصود ، آن چيزى است كه كواكب با آن زينت داده شدهاند . ابن عبّاس گفته است : مقصود از زينت ، ضوء و روشنايى كواكب است و جايز است كه مقصود شكلهاى گوناگون ستارگان باشد ، مانند شكل بنات النّعش و شكل ثريّا و خوشه پروين و جز اين از