تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
نسبت به بعث ( روز قيامت ) بشدّت زشت شمرد و تقبيح كرد ، زيرا خداوند بر آنان ثابت كرد كه آفرينش آنها از نطفه‌اى است كه پست‌ترين چيز است و شگفت است كه آنها با اين آغاز پستى كه دارند ، با خداى جبّار مخاصمه مىكنند و مىگويند : چه كسى مىتواند مرده‌اى را كه استخوانهايش پوسيده است زنده كند ؟ ( از اين عجيب‌تر اين است ) كه مجادله و مخاصمهء انسان در چيزى است كه از لازمترين حالتها و صفتهاى اوست ، و آن اين است كه منشأ و ابتداى وجود او از چيز مرده و موات است . ( نطفه ) و با اين حال زنده شدن از موات را منكر مىشود و اين سخنى بدون دليل است كه هدف و مقصودى را در پى ندارد . برخى گويند : معنا اين است كه انسان پس از آن كه از آب پستى به وجود آمد ، مردى كامل و با شعور و سخنور شد و بر چنين مخاصمه‌اى توانايى يافت و توانست آنچه را در ضمير دارد ، با فصاحت ، اظهار و بيان كند .
مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ
؛ اين كه خداوند اين عبارت را مثل ناميد ، يا به سبب اين است كه بر داستان شگفتى دلالت مىكند كه مانند مثل است ، و آن انكار قدرت خدا بر زنده كردن مردگان است ، و يا به سبب اين است كه در آن تشبيهى است ، زيرا آنچه انكار شده از چيزهايى است كه خداوند توانايى آن را دارد ، زيرا از ابتدا آنها را آفريده است ، بنا بر اين هنگامى كه به عنوان انكار مىگويند : چه كسى اين استخوان پوسيده را زنده مىكند ؟ خداوند را در چيزى كه قدرت و توانايى آن را دارد ناتوان و عاجز دانسته‌اند و در اين صورت خدا را ، در ناتوانى به خلق خدا ، كه قادر بر اين كار نيست ، تشبيه كرده‌اند ، واژهء « رميم » به معناى استخوان پوسيده است و مانند آن است واژهء « رمّه » و رفات و « رميم » اسم است نه صفت و به همين سبب مؤنّث نشده است .
الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً
؛ مقصود از : درخت « اخضر » دو درخت : مرخ و عقار است و اين دو ، درختانى هستند كه عربها با ساييدن شاخه‌هاى آنها به يكديگر آتش مىافروزند . خداوند با اين بيان ، ثابت مىكند كسى كه قادر است در