خدا و پيامبر خدا پيمان بسته بودند كه از آنچه خودشان را منع و حفظ مىكنند او را نيز محافظت كنند .
مَسْؤُلًا
؛ موضوع و مطلبى كه در آخرت از آن سؤال و مؤاخذه مىشوند .
قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ
؛ بگو فرار از مرگ براى شما فايدهاى ندارد ، زيرا ناگزير مرگ به شما مىرسد ، چه مرگ طبيعى و چه كشته شدن . و اگر فرضا فرار از مرگ فائدهاى هم داشته باشد و شما با تأخير انداختن آن بهرهاى ببريد ، اين كاميابى به جز زمان اندكى نخواهد بود .
الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ
؛ واژهء « معوّقين » يعنى باز دارندگان و آنها منافقانى بودند كه مردم را از يارى كردن به پيامبر باز مىداشتند و به برادران ضعيف الإيمان خود مىگفتند :
محمّد و يارانش لقمهاى بيش نيستند . [ يعنى عدّهء آنها كم است ] و اگر گوشتى هم باشند آن كافران آنها را مىبلعند و مىخورند ، بنا بر اين پيرامون او را خالى كنيد و به سوى ما بياييد .
هَلُمَّ إِلَيْنا
؛ به طرف ما بياييد و خودتان را به ما نزديك كنيد . لفظ « هلمّ » در لغت اهل حجاز براى مفرد و غير مفرد يكى است ، ولى در لغت تميم ، به صورت مفرد و مثنّى و جمع مىآيد و مىگويند : هلمّ - هلمّا - هلمّوا و اين واژه صوت و اسم فعل است كه به معناى فعل متعدّى « أحضر » و « قرّب » مىباشد .
وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا
؛ نفرات كمى از آنها مىآيند و با مؤمنان ، براى نبرد ، خارج مىشوند ، ولى در ميدان جنگ مبارزه و مقاتله نمىكنند مگر اندكى آن هم هنگامى كه ناگزير از آن باشند ، چنان كه خداوند در دو آيهء بعد مىفرمايد :
ما قاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا
؛ پيكار نكردند مگر اندكى .
أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ
؛ هنگام نبرد نسبت به شما بخل مىورزند ، شما را ضعيف مىكنند و از شما كناره مىگيرند . هم چنان كه شخصى در هنگام ترس به جاى دفاع از حامى خودش از ديگرى ( دشمن حاميش ) حمايت كند .