برخى گويند كه هدهد از پنجره ( يا روزنه ) بر آنها وارد شد و نامه را پيش آنها افكند و در همان روزنه پنهان شد .
كلام بسيار خلاصه و مختصر بيان شده و معناى آن چنين است : هدهد پيش آنها رفت و نامه را نزد آنها انداخت ، هنگامى كه بلقيس نامه را خواند و بزرگان و اشراف مملكت را پيش خود خواند و به آنها گفت :
« يا أَيُّهَا الْمَلَأُ »
اى بزرگان و سران قوم
« إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ »
و علّت اين كه نامه به صفت كريم توصيف شده است يكى از اين وجوه است :
1 - به اين جهت است كه از طرف پادشاهى بزرگ ( مانند سليمان ) فرستاده شده است .
2 - يا به اين علّت است كه محتوا و مضمون آن خوب و نيكو است .
3 - يا به خاطر اين است كه داراى مهر است ، زيرا هر نامهاى كه داراى مهر باشد كريم است ، چنان كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرموده :
كرم الكتاب ختمه .
« 1 » 4 - ممكن است به اين سبب باشد كه با
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
آغاز شده است .
إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ
؛ اين عبارت جملهء مستأنفه است و عبارت
« أُلْقِيَ إِلَيَّ »
را توضيح و تفسير مىكند و مانند اين است كه از بلقيس پرسيده شود كه نامه از چه كسى است و محتواى آن چيست ؟ و او در جواب بگويد :
« إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ »
، يعنى اين نامه از طرف سليمان است .
حرف « أن » در عبارت
« أَلَّا تَعْلُوا »
حرف تفسير است و مقصود اين است كه شما مانند پادشاهان ديگر تكبّر و خودسرى نكنيد و در حالت تسليم و فرمان بردارى و ايمان آوردن ، پيش من بياييد .
هامش
( 1 ) - كرامت نامه به مهر آن است .