ترس موسى مربوط به اين سه امر است ( نه اين كه اينها علّت باشند ) .
فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ
؛ در تقدير - فأرسل جبرئيل إلى هارون - بوده است ( يعنى ) جبرائيل را به سوى هارون بفرست و او را رسول و ياور و پشتيبان من قرار ده .
وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ
؛ مراد از « ذنب » كشتن يك نفر قبطى بود ، يعنى آنها را بر من ادّعايى است . و تقدير جمله اين است - و لهم علىّ تبعة ذنب - آنها به عقيدهء خود بر من مدّعى مكافات گناهى هستند كه انتقام از ناحيهء مقتول است و مىترسم كه مرا به انتقام او بكشند و كلمهء ( تبعة ) كه مضاف است حذف شده است يا اين كه مكافات گناه گناه ناميده شده است همانطور كه ( در مواردى از قرآن ) « جزاء السّيّئة » ، « سيّئة » « 1 » ناميده شده است .
قالَ كَلَّا
؛ خداوند مىفرمايد : اى موسى آنچه را كه گمان مىكنى رها كن و از آن در گذر ، زيرا آنها هرگز تو را به انتقام آن كشته ، نخواهند كشت و من آنها را بر تو مسلّط نمىكنم ، بنا بر اين ( مترس و ) با هارون به سوى آنها برو .
و اين كه خداوند مىفرمايد :
إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ
؛ ( ما با شما هستيم و سخنان شما را مىشنويم ) ( اين شنيدن ) از باب مجاز است ، زيرا استماع كه به منزلهء اصغا و گوش دادن است به معناى واقعى خودش به خداوند نسبت داده نمىشود و تنها خداوند به سميع يا سامع كه عين ذات اوست توصيف مىشود و خلاصهء معنا اين است كه ما همه جا مانند يك ياور و پشتيبان حاضريم و آنچه را كه ميان شما ( و فرعون ) گفته شود مىشنويم و شما را در برابر او يارى مىكنيم و جلو قدرت و شوكت او را نسبت به شما مىگيريم .
و ممكن است كه عبارت « معكم » و « مستمعون » هر دو خبر براى « إنّ » باشند يا اين كه « مستمعون » خبر ، و « معكم » ظرف لغو باشد .
هامش
( 1 ) - يك مورد آن در سورهء الروم / 36 .