وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ
؛ عده ديگر كه به گناهان خود ، اعتراف كردند و مثل ديگران به بهانههاى دروغين متوسط نشدند ، اينها سه نفر از انصار بودند :
الف ) ابو لبابه پسر عبد المنذر ، ب ) اوس ، پسر خدام ، ج ) ثعلبة پسر وديعه .
خَلَطُوا عَمَلًا
؛ اين جمله ، بر باطل بودن نظريهء احباط دلالت دارد ، زيرا اگر يكى از دو عمل ، ديگرى را حبط كند ، براى فعل خلط ، موردى باقى نمىماند ، چرا كه لازمهء « خلط » اجتماع است ، خواه در آن امتزاج هم باشد ، مثل شير و آب و خواه نباشد مثل در هم ريختن درهم و دينار . ( در هر صورت با از بين رفتن يكى ، جايى براى مخلوط شدن باقى نمىماند ، و اگر خلط صورت گيرد ، حبطى در كار نيست ) .
وَ آخَرَ
؛ و عمل ديگر ( گناهى است كه اميد است خدا توبهء آنها را بر آن بپذيرد و خدا غفور و رحيم است ) .
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 103 تا 105 ]
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 103 ) أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ( 104 ) وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 105 )
ترجمه :
از ميان اموال آنها صدقهاى ( زكات ) را بگير تا پاكشان سازد ( تا پاكشان سازى ) و با آن وسيله پاكيزهشان گردانى ، و برايشان دعا كن كه دعاى تو آرامشى است براى آنها ، و خداوند بسيار شنوا و داناست . ( 103 )
آيا نمىدانند كه براستى خدا ، توبهء بندگانش را مىپذيرد و صدقات را مىگيرد و تنها خداست كه بسيار توبه پذير و