تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
آن وجود ندارد ، مانند ساختمانى محكم ، يا اين كه آياتش داراى حكمت است : « حكم » : با حكمت شد مثل قول خداوند :
آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ
؛ « 1 » يا اين كه از فساد باز داشته شده است ؛ أحكم الدّابة : افسار بر دهان اسب زد تا او را از سركشى بازدارد ، چنان كه جرير مىگويد :
أ بني حنيفة احكموا سفهاءكم * انى اخاف عليكم أن اغضبا « 2 »
ثُمَّ فُصِّلَتْ
؛ هم چنان كه قلّاده ، بند بند مىشود ، قرآن هم با دلائل توحيد ، و مواعظ ، و احكام ، و قصص ، بند بند و از هم جدا شده است . و ممكن است منظور اين باشد كه داراى فصول شده : آيه ، آيه و سوره سوره ، يا بتدريج نازل شده نه ، دفعى و يك مرتبه‌اى . « ثم » براى تراخى در حال است ، نه در وقت ، چنان كه گويى : اين عبارت داراى نيكوترين استحكام است ، و بعد بهترين تفصيل را داراست . « 3 » « كتاب » ؛ خبر مبتداى محذوف است .
مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ
؛ آيات را استحكام داده است . خبير ؛ عالمى كه آن را تفصيل داده ، يعنى تشريح و بيان كرده است .
أَلَّا تَعْبُدُوا
؛ اين عبارت مفعول له است : لان لا تعبدوا ؛ براى اين كه جز خدا را نپرستيد . مىتوان گفت : « أن » مفسّره است زيرا تفصيل آيات به معناى قول است مثل اين كه گفته‌اند : گفت ، عبادت نكنيد جز خداى را ، يا شما را امر كرد كه عبادت نكنيد جز خداى را ، يا ، شما را امر به توحيد كرد .
هامش
( 1 ) - يونس / 1 . ( 2 ) - اى بنى حنيفه نادانهاى خودتان را از آزار من بازداريد كه مىترسم سخت بر شما خشمناك شوم . ( 3 ) - هى محكمة احسن الاحكام ، ثم مفصّلة احسن التفصيل .