ز فكر و فعل بد ما جهان شده است تباه
نكوتر آن كه بدى را ز خويش بزدايم
چو من نكو شوم آفاق را نكو بينم
گمان برم به بهشت اندرون بود جايم .
شعرى دارد نظام وفا كه در دفتر 40 ، شمارهء 42 آمده است و يك بيتش اين است :
چرخ كجرو نيست تو كج بينىاى دور از حقيقت
گر همه كس را نكو خواهى برو خود را نكو كن .
ايضاً مثنوى مىگويد :
هركه را افعال دام و دد بود
بر كريمانش گمان بد بود .
الى آخره كه در دفتر 40 ، شمارهء 47 نيز آمده است .
رجوع شود به ورقه هاى بدبينى و خوشبينى . ) *
روى خوبت آيتى از لطف بر ما كشف كرد
زان زمان جز لطف و خوبى نيست در تفسير ما .
توحيد - جهان و حدوث و پيدايش آن
صدرالمتألهين در جلد اول اسفار ، صفحهء 244 بعد از اينكه مىگويد اثبات حدوث عالم از راه حركت در جوهر منحصر است به اين كتاب ، مىگويد : .
و اقرب ما وقع الاحتجاج به فى هذا الموضع قول بعض المتقدمين من النصارى و هو ان العالم متناهى القوة و كل متناه القوة متناه البقاء فيستحيل ان يكون ازلياً .
بعد خودش به بحثى در اطراف اين مطلب با شيخ اشراق مىپردازد .
ظاهر اين است كه اين نظريه و نظريهء حركت در جوهر با نظريهء