انجم همه شاهدان شاهد باز
آن شاهد شاهدان هويدا نيست
نظمى است عيان منظَّمى پنهان
پنهان نه كه جز وى آشكارا نيست .
خوشبينى و بدبينى به نظام آفرينش ( توحيد و مسئلهء خير و . شر و حكمت بالغه ) ( 1 )
در مجلهء يغما ، شمارهء بهمن 39 اشعار ذيل را از دكتر غلامحسين يوسفى نقل كرده :
زمام كار جهانگر به دست من افتد
به ذوق خويش جهانى دگر بيارايم
بلاى فقر ز روى زمين براندازم
به روى خلق در عيش و نوش بگشايم
ز جور و كين نگذارم اثر به هيچ ديار
جهانيان را داد و راد فرمايم
بياكَنم دل اهل جهان ز مهر و وفا
ره نكويى و تقوا به خلق بنمايم
ز ناز و غمزهء معشوقكان بكاهم و نيز
به صبر و حوصلهء عاشقان بيفزايم .
چرا خداى ، جهان را نيافريد چنين ؟ !
كه من به شادى يك دم در آن بياسايم
خطا بگفتم هر چيز كافريد نكوست
چرا دهان به چنين ژاژها بيالايم
هامش
( 1 ) رجوع شود به دفتر توحيد و معاد ، نمرهء 26 تحت عنوان « حكمت بالغه و نظام احسن » .