و دكتر صفا در تاريخ علوم عقلى ، از سوختن كتب اسكندريه توسط عرب سخن راندهاند ولى شبلى نعمان در رساله اى به عنوان كتابخانهء اسكندريه ، ترجمهء فخر داعى و همچنين آقاى مينوى در مجلهء سخن 4 : 7 ، صفحهء 584 اين قول را رد كردهاند .
5 . ابوريحان بيرونى در الاثار الباقية دربارهء خوارزم نويسد كه :
چون قتيبة بن مسلم دوباره خوارزم را پس از مرتد شدن اهالى فتح كرد ، اسكجموك را بر ايشان والى گردانيد و قتيبه هركس كه خط خوارزمى مىدانست و از اخبار و اوضاع ايشان آگاه بود و از علوم آنان مطلع ، به كلى فانى و معدوم الاثر كرد و ايشان را در اقطار ارض متفرق ساخت و لذا اخبار و اوضاع ايشان به درجه اى مخفى و مستور مانده است كه به هيچ وجه وسيله اى براى شناختن حقايق امور در آن كشور بعد از ظهور اسلام در دست نيست ( 1 ) .
ايضاً ابوريحان در همان كتاب نويسد :
و چون قتيبة بن مسلم نويسندگان ايشان ( خوارزميان ) را هلاك كرد و هربدان ايشان را بكشت و كتب و نوشته هاى آنان را بسوخت ، اهل خوارزم امّى ماندند و در امورى كه محتاج اليه ايشان بود فقط به محفوظات خود اتكا كردند ، و چون مدت متمادى گرديد و روزگار دراز بر ايشان بگذشت امور جزئى مورد اختلاف را فراموش كردند و فقط مطالب كلى مورد اتفاق در حافظهء آنان باقى ماند ( 2 ) .
هامش
( 1 ) نقل از پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 21 - 23 . عبارت از محمد قزوينى است .
( 2 ) نقل از خود الاثار الباقية ، چاپ ليدن ، صفحهء 30 .