شغل آموزگاران و گدايان است ( 1 ) در آن روزگار آموزگارى يعنى تعليم اطفال در ميانهء عرب بسيار خوار بود ، زيرا حقوق آنان 60 درهم بيش نبود و اين مزد در نظر ايشان بسيار ناچيز بود ( 2 ) 4 . ابن خلدون در فصل « العلوم العقلية و اصنافها » ( صفحهء 574 ) گويد :
وقتى كه كشور ايران فتح شد كتب بسيارى در آن سرزمين به دست تازيان افتاد . سعد بن ابى وقاص به عمربن الخطاب در خصوص آن كتب نامه نوشت و در ترجمه كردن آنها براى مسلمانان رخصت خواست . عمر به دو نوشت كه آن كتابها را در آب افكند ، چه اگر آنچه در آنهاست رهنمايى است خدا ما را به رهنماتر از آن هدايت كرده است و اگر گمراهى است خدا ما را از شر آن محفوظ داشته . بنابراين آن كتابها را در آب يا در آتش افكندند و علوم ايرانيان كه در آن كتب مدوّن بود از ميان رفت و به دست ما نرسيد ( 3 ) ايضاً مىنويسد كه ابوالفرج بن العبرى در مختصرالدول و عبداللطيف بغدادى در كتاب الافادة و الاعتبار و قفطى در تاريخ الحكماء در شرح حال يحيى نحوى و حاجى خليفه در كشف الظنون ( 4 )
هامش
( 1 ) همين جاحظ در كتاب المحاسن و الاضداد ، صفحهء 4 مدعى است كه ايرانيان علاقهء زيادى به نوشتن كتاب نداشتند و بيشتر علاقه شان به ساختمان بود - رجوع شود .
( 2 ) نقل از تاريخ ادبيات دكتر صورتگر از انتشارات مؤسسهء وعظ و خطابه ، صفحهء 10 .
( 3 ) نقل از پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 20 .
( 4 ) حاجى خليفه اسمى از كتابخانهء اسكندريه نبرده ، بلكه به صورت مجهول گفته يُروى كه مسلمانان در صدر اسلام همهء كتابها را محو مىكردند .