تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
گرچه ديوار افكند سايه دراز بازگردد سوى او آن سايه باز اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا
آيهء قرآن : وليخش الذين لو تركوا من خلفهم ذرية ضعافاً خافوا عليهم . ايضاً در سورهء كهف در داستان عبدصالح مىگويد : . . . ( 1 )

عمل در اسلام - عقيدهء مرجئه و خوارج و معتزله و شيعه

در ميان متكلمين از صدر اسلام اين بحث بوده كه آيا عمل ركن ايمان است يا نه ؟ خوارج عمل را جزئى از ايمان مىدانستند و به همين دليل خلفاى اموى را به دليل فسقشان كافر مىدانستند و به شدت مىجنگيدند . مرجئه درست برعكس معتقد بودند كه ايمان امر قلبى است و عمل در ايمان دخالتى ندارد . بالاتر اينكه گفتند عمل در سعادت نيز دخالت ندارد . گفتند : لايضر مع الايمان معصية كما لاينفع مع الكفر طاعة . رجوع شود به فجرالاسلام ، فصل آخر : القدرية و المعتزله . زيد بن على به نقل فجرالاسلام ، صفحهء 293 دربارهء آنها گفت : و هذا النظر اطمع الفساق فى عفو الله . و البته بعضى از جهّال شيعه نيز كه راجع به ولايت و محبت اهل بيت همين مطلب را گفته‌اند كه : حب على حسنة لايضر معها سيئة ، همين تأثير را در اجتماع كرده‌اند ، يعنى : اطمعوا الفساق فى عفو الله . مرجئه به نقل فجرالاسلام عملًا مؤيد امويها بودند و خلافت آنها را صحيح مىدانستند و لهذا با انقراض امويها منقرض شدند . فجرالاسلام نقل مىكند ( ص 301 ) :
هامش
( 1 ) [ در نسخهء اصل دستنويس مطلب ناتمام مانده است . ]