عزلت و انزوا
انتقاد عالى ابن مسكويه از عزلت و انزوا كه موجب بطلان استعدادهاى انسانى مىشود : طهارة الاعراق صفحهء 15 .
رجوع شود به ورقه هاى خلوت .
عزلت و خلوت
رجوع شود به رسالة التحصين صدرالمتألهين در حاشيهء مبدأ و معاد صفحهء 392 .
صفحهء 22 طهارة الاعراق : راجع به مدح و جواز و حدود آن
عزلت
معنى ممدوح عزلت اين است كه آدمى مىخواهد كار عملى و فكرى مهم و شاهكارى به وجود بياورد ، ناچار است كه از معاشرتهاى زايد و رفت و آمد با بطَّالين و هرهر خنده و شكم چرانى و پريدن به سر و كول يكديگر و انجام مراسم تشريفاتى صرف نظر كند .
اين كارها با عقل و خرد جور در نمىآيد ، زيرا عمر را بيهوده صرف مىكند و هدر مىدهد و در اصطلاح قرآن « لغو » ناميده مىشود . پس نوعى از عزلت است كه احتراز از لغو است . شايد اگر جامعه اى برپايهء درست قرار بگيرد و كارها بر مدار خود بچرخد و اشخاص طفيلى و قفيلى از بين بروند ، احتياجى به اين نوع عزلت هم نباشد . ولى در جامعه هايى كه كار لغو و آدم بيكاره و لغوگو و لغوكن زياد است چاره اى از اعتزال و انعزال نيست . پس اينكه ديده مىشود احياناً اشخاص حكيمى عزلت را مدح كردهاند و خودشان عزلت اختيار كردهاند مربوط به وضع خاص جامعه شان بوده است ، گذشته از اينكه - همان طورى كه گفته شد - مردمان لايق كه مىتوانند اثرى به وجود بياورند ناچارند كه فقط به خودشان و كارشان بپردازند و از غير آنها