مىكردند و روش رأى كه در نهايت امر به حكم عقل و عدل رجوع مىكردند . ( ص 160 و 161 ) ابن مقفع روش واحدى كه در نهايت امر به عدل ارجاع شود ، به منصور اقتراح مىكند . ( ص 162 ) مكتب رأى و قياس سبب شد كه منطق وارد فقه شود . از اينجا علم اصول پيدا شد . ( ص 168 ) فتح باب اجتهاد در قرن اول و دوم و سوم و مزاياى آن ( ص 172 و 173 ) آثار نيك مفتوح بودن باب اجتهاد ( ص 174 ) سعهء دايرهء فقه اسلامى كه شامل قوانين تجارت ، قوانين مدنى ، قوانين جزايى ، عبادات بود و همه از كتاب و سنت ريشه مىگرفت .
عدل الهى
در مقدمهء كتاب عدل الهى گفتيم كه شرور و نقايص نوعى نقض بر دليل اتقان صنع تلقى مىشود . براى اين جهت رجوع شود به شرح تجريد علامه ، آنجا كه شرح مىكند كلام خواجه را كه : الاحكام و التجرد . . . دلائل العلم .
در آنجا علامه به صورت اشكال وجود نقايص را نقضى بر اين دليل تلقى مىكند .
عدل الهى به مفهوم حكيمانه
اسفار جلد 2 ، صفحهء 159 بيان بسيار خوبى دارد دربارهء مفهوم عدل و اينكه لازمهء عدل در عالم ماده و اعطاى حقوق همهء مواد و صور همان است كه تغيير و تبديل و جا عوض كردن باشد . حتماً بايد همهء اين فصل ترجمه و نقل شود .