عدل و توحيد
الكنى و الالقاب محدث قمى ، ذيل احوال صاحب بن عُبّاد :
لو شق عن قلبى يرى وسطه
سطران قد خطا بلاكاتب
العدل و التوحيد فى جانب
و حب اهل البيت فى جانب
عدل يا توازن
1 . اگر عدل را به برقرارى موازنه تعريف كنيم ، پس بايد اختلاف وجود داشته باشد . مثلًا در دنيا اگر دو بلوك قوى بوده باشد و ميان آنها توازن و تعادل برقرار باشد ، بهتر امنيت و آسايش هست تا اينكه همهء نيروها يك نيرو باشد و به يك طرف بچربد و موازنه به هم بخورد .
على عليه السلام شخصيت موزون بود ، چون جامع صفات متضاد بود .
2 . مزاج را نمىتوان تعريف كرد اما اين قدر هست كه تعادل و توازنى به وجود مىآيد . حكما در باب مزاج جز آنكه بگويند استعداد خاص ، تعبيرى ندارند .
3 . رجوع به قصة الفلسفة اليونانية صفحهء 104 و 210 و به شناخت زيبايى صفحهء 104 - 124 4 . رجوع شود به جامع السعادات جلد 1 ، صفحهء 77 راجع به اينكه عدالت را كل الفضائل مىدانند و مىگويند عدالت تناسب است ، و تناسب وحدت و هماهنگى است ، پس مرجع عدالت تجمع اضداد و جمع متخالفات و جلوگيرى از آشفتگيها و جزر و مدهاى نامتناسب است . انسان كامل با فرشته فرق مىكند . انسان از آن جهت انسان كامل است كه يك نظم و هماهنگى و موسيقى مخصوص در همهء وجودش حكمفرماست .
5 . مباحث عدالت : الف . تعريف عدالت ، ب . اقسام عدالت :
روحى ، جسمى و مزاجى ، اجتماعى ، ج . موجبات عدالت اجتماعى از قانون خوب و حسن اجراى مجريان و شعور عمومى ، د . آثار عدالت از تعادل فكرى و اخلاقى و عملى و آسايش روحى .