3 . سخن در نياز ما به عبادت خداست نه در نياز خدا به عبادت ما ، و اين نياز بر دو قسم است : ذاتى و مقدّمى 4 . آيهء اعراض از ذكر 5 . مسئلهء بيماريهاى روانى در ميان مردمى كه از عبادت گريزانند 6 . نماز و يك انسان واقعى بودن از نظر احترام به حقوق ، نظم و وقت شناسى ، به يك سو متوجه بودن ، پاكيزگى و نظافت ، ضبط احساسات ، عاليترين اذكار و اوراد ، غير از خدا همه چيز و همه كس را كوچك انگاشتن و از غير خدا نترسيدن 7 . دوش مرغى به صبح مىناليد . . .
8 . عبادت براى عبادت كننده نشانهء اين است كه زندگى را و هستى را پوچ نمىداند ، و چقدر فرق است ميان كسى كه اينچنين فكر مىكند با آن كه زندگى را پوچ مىداند . آن كه پوچ نمىداند فكر مىكند از تيمار مهر و مشيتى عادل و حكيم برخوردار است ، و آن كه پوچ مىداند اولين اثرش اين است كه خود پوچ مىشود .
9 . رابطهء اخلاق و ترك خودى و رابطهء عدالت و تحمل محروميت و رابطهء هر دو با عبادت 10 . چرا عبادات سرلوحهء تعليمات است ؟ آيا از جهت تعلق آن به آخرت نه دنيا ، با روح نه جسم ؟ يا از جهت اينكه گذشته از اينكه حلقهء اتصال بنده به خداست [ اثر تربيتى دارد ؟ ] 11 . ارزش ذاتى و ارزش تربيتى عبادات كه عبارت است از ضمانت اجرايى ( داستان كشتار دسته جمعى سربازان آمريكايى ) 12 . عبادات فقط مانع نيست بلكه نيروبخش است ، كه فرمود استعانت جوييد [ به صبر و نماز . ] كلمهء « الله بزرگتر است » به انسان شخصيت اخلاقى مىدهد .
13 . از جنبهء فردى آرامش روحى مىدهد ، سلامت روانى مىبخشد ، لذت روحى مىدهد ، آزادى مىدهد ، كه به ذكرْ دلها آرامش مىيابد به انسان در سه جبههء طبيعت ، اجتماع ، نفس نيرو مىدهد .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 196
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٩٦